تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
كشيد . اما آشكار است كه سرانجام آرين‌ها پيروز مىشوند ، زيرا بعدها واژه داسا معناى برده و غلام را ايفاد مىكند . داساها را ازآن‌رو پست و عقب‌مانده مىدانستند كه بر خلاف آرين‌ها تيره رنگ بودند و صورت‌هاى پهن داشتند . از اين گذشته ، داساها با زبانى به‌كلى متفاوت سخن مىراندند ( كه پاره‌اى از واژه‌هاى آن سرانجام وارد زبان سانسكريت ودايى كه آرين‌ها بدان تكلم مىكردند ، مىشود ) . آداب و رسوم زندگى روزمرهء آنان نيز براى آرين‌هاى تازه از راه رسيده غيرمعهود و نامتعارف مىنمود . در پاره‌اى نظرها ، آمدن آرين‌ها قدمى رو به عقب و پس‌رفت بود ؛ زيرا فرهنگ هارپا به مراتب از فرهنگ آرين‌هايى كه هنوز با زندگى شهرى آشنا نبودند پيش‌رفته‌تر بود . شمال هندوستان مجبور شد يك‌بار ديگر جريان تحول از نظام عشايرى و روستايى به زندگى شهرى و تمدن را تجربه كند . آرين‌ها قومى نيمه‌عشاير و روستايى بودند كه عمدتا از طريق گله‌دارى امرار معاش مىكردند و تا مدت‌ها پيشهء اصلى آنان گله‌دارى بود . گاو مقياس ارزش و كالايى بسيار گرانبها بود . بسيارى از ضرب المثل‌هاى رايج آن زمان به گله‌دارى مربوط مىشود . مثلا گاويشتى « 1 » كه معناى تحت اللفظى آن « گاو جست‌وجو كردن » بود به تدريج مفهوم « جنگيدن » را ايفاد مىكرد كه آشكارا مىرساند گاودزدى و گاو ازدست‌دادن اغلب به درگيرى ميان طوايف منجر مىشده است . بعيد هم نيست اين طوايف خود را از تبار گاو مىدانستند و آن را چون معبودى پرستش مىكردند . خوردن گوشت گاو ، مگر در مواقع معين ، كه تناول آن وسيلهء بركت دانسته مىشد ، حرام بود . ارزش اقتصادى گاو بر اهميت پرستش معمولى آن مىافزود . شايد اين عقيدهء نامعقول هنديان ، كه گاو را حيوانى مقدس مىدانند ، از همين‌جا ناشى شده است . از ميان ديگر حيواناتى كه آرين‌ها به پرورش و نگهدارى آن مىپرداختند ، اسب احترام خاص داشت . اسب نه تنها وجودش براى تحرك و سرعت در جنگ لازم و
هامش
( 1 ) .gavishti
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 38 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده