مىشوند . به طور سنتى تأليف آن را به شاعرى برهمن بهنام وياسا « 1 » منسوب مىدارند . اما چون ديگر داستان يك جنگ نيست ، بلكه شامل دورههاى متعدد ( كه پارهاى از آنها هيچ ارتباطى با مضمون اصلى حماسه ندارد ) و موضوعهاى مختلفى مىشود كه به خودى خود حائز اهميت است ، بنابراين يك نفر نمىتواند مؤلف آن باشد .
راماين از مهابهاراتا كوتاهتر بوده و شامل مطالب گوناگون است . روايت اصلى آن را به شاعرى موسوم به والميكى « 2 » منسوب مىكنند . رويدادهايى كه در رامايانه شرح داده مىشود ، بايد بعدها اتفاق افتاده باشد زيرا صحنه وقوع حوادث در نواحى شرقىتر از نقاط مذكور در مهابهاراتا است . صحنهء وقوع حوادث رامايانه در اوتارپرادش شرقى است .
راما « 3 » وارث شاه كوسلا « 4 » باسيتا ، « 5 » شاهزاده خانم ويدها ، « 6 » عروسى مىكند .
نامادرى راما مىخواهد پسر خودش به سلطنت كوسلا برسد . توطئه مىچيند تاراما ، سيتا و لكشمانا ، « 7 » يكى از برادران كوچكتر راما ، براى چهارده سال تبعيد شوند . سه نفر تبعيدى به جنگلهاى شبهقاره رفته و به عنوان تارك دنيا زندگى مىكنند . اما راوانا « 8 » پادشاه ديوان لنكا ( سيلان ) سيتا را مىدزدد . راما با كمك هانومان ، « 9 » سالار ميمونها ، سپاهى مىآرايد . جنگى سخت با راوانا درمىگيرد . شاه ديوان كشته شده و لشكرش شكست مىخورد و سيتا آزاد مىشود . براى آنكه پاكى و معصوميت سيتا ثابت شود ، او را با آتش مىآزمايند و سرانجام پادشاهى به راما مىرسد . چهارده سال مدت تبعيد به سر مىآيد و راما و سيتا و لكشمانا به گوسلا برمىگردند و مورد استقبال گرم قرار گرفته و
هامش
( 1 ) .Vyasa( 2 ) .Valmiki( 3 ) .Rama( 4 ) .Kosala( 5 ) .Sita( 6 ) .Videha( 7 ) .Lakshmana( 8 ) .Ravana( 9 ) .Hanuman