با يكى از اعضاى خاندان غورى به وجود آمد و در زمان سلطنت هوشنگ شاه ( 1405 - 1435 ) نيرومندى يافت و پايتخت خود را به « ماندو » ، دژى كه بر پوزهء رشتهكوههاى « ويندهيا » بنا شده بود ، انتقال داد . رقابت ميان گجرات و مالاوا در تمام طول سدهء پانزدهم فروكش نكرد و مالاوا علىرغم اتحاد با راجپوتها سرانجام در مقابل گجرات به زانو درآمد .
در اين اثنا گجرات با خطر ديگرى روبرو شد . اينبار در سال 1498 پرتقالىها از مغرب و از سوى دريا پديدار شدند . پس از آنكه واسكودوگاما توفيق يافت كه قارهء افريقا را با كشتى دور بزند ، آشكار بود كه در جستوجوى محلى براى استقرار ايستگاه بازرگانى و برپايى مستعمرهء كوچكى هستند و براى نيل به اين هدف از بهكاربردن نيروى قهريه ابا ندارند .
بر خلاف بازرگانان عرب به سكونت و بازرگانى در محل قانع نبودند . ساحل گجرات با بنادر ثروتمند « كامباى » و « برواچ » هدف آشكار پرتقالىها بود .
آخرين شاه گجرات را پرتقالىها در حين مذاكره به قتل رساندند . پيش از آن گجرات از ناوگان مصرى براى جلوگيرى از تجاوز پرتقالىها كمك خواسته بود ، اما خود گجرات چنان گرفتار جنگ در خشكى بود كه نمىتوانست از سواحل خود دفاع كند .
فرمانروايان راجپوت اين دوره معمولا رؤساى اماراتى بودند كه پارهاى از آنها به سلطاننشين دهلى منضم شده بود . اما اسما فرمانروايى راجپوت داشت كه باجگذار سلطان بود . در ميان اينان دو كشور بود كه نه تنها توانسته بودند استقلال خود را حفظ كنند بلكه چنان بلندپرواز بودند كه آرزوى تسلط بر سلطاننشين دهلى را در دل مىپروراندند . ايندو مىوار و مروار بودند كه بازماندگان آنان را امروزه به اسامى فرمانروايان راجپوت اوداىپور و جودهپور در راجستان مىشناسيم .
در آن روزهايى كه علاء الدين دژ چيتور را محاصره كرده بود ، يكى از راجپوتهاى خاندان گوهيلا بهنام رامير از دژ گريخت و در ارتفاعات
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 380
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٨٠