تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
رشته كيمياگرى هم آزمايش‌هايى انجام مىداده‌اند . به قرينهء كثرت تأليفاتى كه در سدهء سيزدهم در زمينهء كيمياگرى انجام گرفت ، مىتوان حدس زد كه در آن روزگار اين موضوع مورد توجه همگان بوده است . نفوذ انديشه‌هاى تانتريكى در كيش بودا در فرقهء بودايى واجرايانا ( عرابه صاعقه ) آشكار است . آنان مىگفتند كه « تارا » يا « ناجيه » ( نجات‌دهندهء مؤنث ) و زوجهء « بودى ساتوا » ( بوداهاى آينده ) مذكر ، شايستهء همان‌گونه احترامى است كه نسبت به « شاكتى » ادا مىشود . ازجمله انبوه آيه‌هاى جادويى كه توسط فرقهء بودايى « واجرايانا » در ميان مردم كوچه و بازار رواج يافت ، دعاى تبتى است كه مىگويد « نگاه كن گوهر در نيلوفر است » كه بيانگر نماد جماع آسمانى است . سنت‌گرايى برهمنى دست رد بر سينهء تمام گروه‌ها و فرقه‌هاى كوچك نزد ؛ بعضى از آنها را تحمل مىكرد . پاره‌اى از روحانيون در اجراى آيين‌هاى اين فرقه‌ها شركت مىكردند تا امرار معاش كنند . روحانى محل هميشه بيش از متخصصان در علوم الهى ، كه در نقاط دوردست به تلمذ و تدريس مشغولند ، نسبت به مذاهب مورد توجه عوام خوشبين بود . در اين دوره پرستش ايزد آفتاب از نو در ميان مردم رواج يافت . شايد به علت تأثير كيش زرتشت كه توسط زرتشتيان مهاجر از ايران ، پارسيان ، به مغرب هند آورده شده بود . نه تنها ايزدان موجود از نو اهميت يافتند ، بلكه خدايان نوينى نيز پيدا شدند . گانشا يا گاناياتى ايزدى كه سر فيل دارد ، و امروزه نيز در زيارتگاه‌هاى روستايى مورد پرستش است ، در اين روزگار مورد توجه قرار گرفت . هرگاه ايزدى مىتوانست به شكل حيوانى درآيد ( شايد نماد توتم ) ، از سوى برهمن‌ها تبارى واجب الاحترام براى او در نظر گرفته مىشد . يكى از فرزندان شيوا و پراواتى به‌شمار مىآمد . تب پرستش ايزدبانوى مادرى ، كه با فرقهء بارورى تداعى مىشد ، هيچ‌گاه فروكش نكرد .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 353 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده