با آمدن اعراب ، تركها و افغانها مذهب نوينى ، يعنى اسلام ، وارد هند شد .
از فقهاى اسلامى كه بگذريم ، نخستين اثر اسلام در حوزهء دين آمدن عرفاى ايرانى به هند بود . اينان كه صوفى ناميده مىشدند نخست در سند و پنجاب اقامت گزيدند . از آنجا تعليمات اينان به گجرات و دكن و بنگال رخنه كرد . در آغاز صوفيان هند دنبالهء مكتب عرفان ايرانى بودند اما بعد با درهم آميختن انديشههاى هندى و اسلامى مكتب صوفيگرى هند پيدا شد . صوفيان عزلتنشين و درصدد كسب معرفت حق بودند . اين جماعت در مجموع مورد عنايت فقهاى اسلامى قرار نگرفتند . فقهاى اسلامى روشها و باورهاى صوفيان را موافق سنت نمىيافتند . اما انديشههاى صوفيان در هند طرفداران زياد پيدا كرد . بههرحال ، هندوان به عرفان و پارسامنشى تمايل داشتند . در سدههاى بعد صوفيان ايرانى تأثير فراوان بر مكاتب عرفانى هند گذاشتند .
سدههاى هشتم تا سيزدهم را گاهى « عصر تاريكى » هند لقب دادهاند ؛ زيرا در اين دوره ، فرهنگ كلاسيك هند رو به انحطاط گذاشت . تجزيه سياسى زمينه را براى فتح شبهقاره به دست نيرويى كاملا بيگانه فراهم آورد . اما نه تنها اين دوره عصرى سياه و تاريك نبود ، بلكه از يكنظر روزگار سازندگى بود . مطالعهء دقيق آن دوره مىتواند بسيار سودمند باشد . بسيارى از نمادها و مؤسساتى كه امروز در هند وجود دارد ، در اين دوره پيدا شد و شكل نهايى يافت .
فئوداليسم ، بهطوركلى ، بهعنوان پايهء ساختار اقتصادى - سياسى جامعه تا همين اواخر دوام يافت و در تحولات اجتماعى اثر عظيم گذاشت . بسيارى از زيركاستهايى كه در اين دوره پيدا شدند ، هنوز در سلسله مراتب اجتماعى هند صاحب مقاماند . زبانهايى كه امروزه در نواحى گوناگون هند بدانها تكلم مىشود ، از زبانهايى كه در سدهء سيزدهم هندوان با آن محاوره مىكردند ، مشتق شده است . فرقههاى گوناگون مذهبى - جدا از مذاهب
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 355
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٥٥