از ميان فرقههاى بدعتگذار قديمى كيش جينى ، از ميسور بيرون رانده شد . اكثريت پيروان اين كيش در آن ناحيه به فرقهء لينگاياتها گرويدند . در مغرب هند پيروان جينى عمدتا از طبقهء بازرگانان بودند و جينىها بهصورت فرقهاى كوچك اما توانگر و ثروتمند دوام آوردند ؛ چون اجازه نداشتند به كشاورزى و امور مربوط به آن بپردازند درآمدهاى خود را از محل تجارت دوباره در راه فعاليتهاى بازرگانى بهكار انداختند . يكى ديگر از عواملى كه سبب تثبيت آنان شد بهرهمندى آنان از پشتيبانى دربار در گجرات بود . در سال 1230 دويست سال پس از انهدام معبد سومنات ، معبد شكوهمند جينى در كوه « ابو » بنا شد . اما حال ديگر كيش جينى بهصورت فرقهء كوچكى درآمده بود كه تقريبا يكى از گروههاى هندو بهشمار مىآمد .
كيش بودا حتى نتوانست به عنوان فرقهاى كوچك موقعيت خويش را حفظ كند . انحطاط آن تدريجى ولى قطعى بود و در سدهء سيزدهم سرعت گرفت . ارتباط كيش بودايى با آيينهاى جادوگرى از تحولاتى است كه موجب آشفتگى شد . بيشتر تعاليم اخلاقى آن در زير انبوه مراسم و آيينها پنهان شد . حمايت دربار شاهان پالا باعث دوام موقتى آن در شرق هند بود .
حمايت دربار آن را در اوريسا و كشمير و بخشهايى از شمال غربى هند زنده نگاه داشت . اما بقاى آن مستلزم پشتيبانى و حمايت مردم كوچه و بازار بود .
ضربهء كارساز بر كيش بودا از سوى اسلام زده شد . چون اسلام و كيش بودا هر دو مذاهب نمادينهسازى و توحيدى بودند ، پيروان بالقوهء واحدى را به سوى خود جذب مىكردند . اين امر موجب دشمنى شديد ميان اين دو دين گرديد .
حمله به صومعهها موجب مهاجرت بودائيان از شرق هند به جنوبشرقى آسيا شد . مردم مناطق بودايىنشين يعنى شمال غربى و شرق هند به اسلام گرويدند . از سدهء چهاردهم به بعد نهضت بهكتى تبديل به نيرويى متحرك شد و چون مورد توجه طبقه متخصص بود ، توانست به مقدار زياد جاى خالى كيش بودا را اشغال كند .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 354
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٥٤