روستائيان مال الاجارهء مورد توافق را دريافت دارند . بخشى از اين درآمد را زميندار مىبايست براى شاه ارسال دارد . زميندار موظف بود با آن بخش از درآمد كه به او تعلق مىگرفت هزينهء سربازانى را كه تعهد داشت بههنگام لزوم در اختيار شاه بگذارد تأمين كند . تعهدى كه مؤيد وفادارى او نسبت به مقام سلطنت بود . اگر پيمان مىشكست و به سوگند وفادارى خود پايبندى نشان نمىداد مرتكب گناهى كبيره شده بود . افزون بر اينها اگر امر مىشد مىبايست دختر خود را به عقد شاه درآورد ، سكهء شاه را مصرف كند و اسم شاه را در بناها و كتيبهها و امثالهم كه خود بنا و يا نصب مىكرد متذكر گردد .
بنابراين ، رابطهء صاحب تيول با شاه رابطهاى دوستانه اما مبتنى بر اصل ارباب و رعيتى بود . شرايط دقيق آن عمدتا به چگونگى آغاز اين روابط بستگى داشت . فئودالهايى كه در جنگ مغلوب شده و مجبور به انقياد شده بودند ، به ندرت اجازهء تصميمگيرى مستقل داشتند . از سوى ديگر پارهاى از زمينداران مقتدر اجازه داشتند حتى بدون كسب اجازهء قبلى ، زمين به تيول اين و آن دهند . اينگونه فئودالها به نوبهء خود ارباب تعدادى صاحب تيول كوچكتر يا زير فئودال بودند . به اين ترتيب ، در نظام فئودال هندى سلسلهء مراتبى پيدا شد . در يكى از كتيبههاى بهجاماندهء اواخر دورهء كوپتا به اين معنا اشاره شده است و اين ، يكى از كهنترين اسناد مربوط به وجود سلسله مراتب فئودالى است . شاه كوپتا زميندارى داشته است موسوم به « سوراش مىچندرا » كه او نيز فئودالى زير سلطهء خود داشته است بهنام ماترى ويشنو . ذكر اينگونه سلسله مراتب فئودال در كتيبههاى چالوكياهاى مؤخر ، تكرار شده است .
زميندار علاوه بر پرداخت باج معين و تعهد به تجهيز تعداد معلوم سرباز ، وظايف ديگرى نيز برعهده داشت . در موارد خاص ، مثلا جشن تولد شاه ، مىبايست در دربار حضور يابد . اينگونه موارد از دربارى به دربارى فرق مىكرد . فئودالهاى كوچك براى هرگونه تغييرى در نحوهء ادارهء املاك خود نيازمند به اجازهء دربار بودند . از آن سو زميندار اجازه داشت از لقب و
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٢٥