ابراز و بيان افتخارات محلى به تأليف و آفرينش حماسهها و سرودهها در وصف فرمانروايان محلى پرداختند ؛ مانند منظومهء پريتى ويراجا - راسو كه شايد مقبولترين اينگونه منظومهها بود ( هرچند روايتى كه امروز وجود دارد تأليفى متأخر است ) .
اين تغيير قابل ملاحظه كه سبب كنار گذاشتن ديدگاه مبتنى بر تمركز امور بود ، عمدتا به دليل پيدايش ساختار سياسى - اقتصادى جديد ، كه نخست در شمال و سپس در جنوب پيدا شد ، روى داد . ساختارى كه به اشكال مىتوان آن را نظام فئودالى خواند . كاربرد اين اصطلاح از آنجا مورد مناقشه قرار گرفته كه نوع فئوداليسم رايج در اين دوره از تاريخ هند با فئوداليسمى كه در ديگر نقاط جهان وجود داشت ، مطابق و يكسان نبود . نتيجه آنكه پارهاى از مورخان ترجيح مىدهند كه اصطلاحاتى از قبيل شبه فئوداليسم يا فئوداليسمنما و غيره را به كار برند . شايد اين شيوه نوعى افراط در احتياط باشد ؛ زيرا كافى است متذكر شويم فئوداليسم هند هرچند عمدتا با ديگر نمونههاى فئوداليسم شباهت دارد ، اما از پارهاى جهات نيز متفاوت است . مثلا فئوداليسم هندى به اندازهء بعضى نمونههاى فئوداليسم اروپايى بر تعهدات مالى و اقتصادى اصرار نمىورزد . اما اين اختلافات چنان فاحش نيست كه كاربرد اصطلاح فئوداليسم را بر شرايط موجود هند آن زمان اجازه ندهد .
شرايط بنيادين نظام فئودالى در هند موجود بود . شاه عوايد زمينهاى با ابعاد گوناگون را به امرا و يا سرداران و يا زمينداران منتخب خود ، كه معادل صاحبان تيول در ديگر كشورها بودند ، واگذار مىكرد . رسمى كه از سدهء هفتم به بعد رواج يافت كه به عوض حقوق يا مستمرى زمين واگذار شود ، بر شدت گسترش نظام فئودالى افزود . عمل كشتوكار توسط شودراها كه عملا پايبند زمين و يكى از ابزار زراعت دانسته مىشدند انجام مىگرفت . اينان مجبور بودند سهم ثابتى از آنچه توليد مىكردند تحويل صاحب زمين بدهند .
فئودالها حق داشتند زمينى را كه به آنان واگذار شده بود اجاره دهند . از
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٢٤