تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
آويزان باشد . هندوان به آن احترامى خارج از وصف مىگذاشتند و هركس آن را در فضا شناور مىديد ، خواه كافر يا مسلمان ، شگفت‌زده مىشد . هرگاه ماه‌گرفتگى روى مىداد ، هندوان به قصد زيارت در آن‌جا گرد مىآمدند و تعداد آنان از صدها هزار نفر تجاوز مىكرد . مىپنداشتند روان مردگان پس از مفارقت از جسم بدان‌جا مىرود تا بت آنها را به دلخواه خود در بدن‌هاى ديگر ، برطبق آيين تناسخ ، جاى دهد . مىپنداشتند دريا با جزر و مد خود به پرستش اين بت مىپردازد . گرانبهاترين اشيا را به عنوان هديه و نذر به اين بتخانه مىآوردند و بيش از ده هزار روستا وقف آن بود . رودى هست [ گنگ ] كه هندوان آن را مقدس مىدانند و فاصلهء آن تا سومنات دويست فرسنگ است . هر روز از اين رودخانه آب به سومنات مىآوردند تا بت سومنات را با آن شستشو دهند . هزار برهمن به پرستش بت و پذيرايى از زايران مشغول بودند و پانصد دختر براى بت سرود مىخواندند و مىرقصيدند . تمام مخارج اينان از محل موقوفات و نذورات معبد تأمين مىشد . بناى معبد بر پنجاه و شش ستون از چوب درخت ساج پوشيده از سرب استوار بود . حرم بت تاريك بود و با چهل‌چراغ‌هاى مرصع به جواهرات روشن مىشد . در نزديكى آن زنجيرى از طلا به وزن دويست من آويزان بود . چون پاسى از شب مىگذشت اين زنجير را چون ناقوس به حركت درمىآوردند تا گروه ديگرى از برهمن‌ها بيدار شوند و براى پرستش بت بشتابند . چون سلطان به قصد جهاد رهسپار هند شد ، سعى و كوشش بليغ مبذول داشت تا سومنات را به دست آورد و نابود سازد ؛ به اين اميد كه هندوان به اسلام بگروند . در اواسط دسامبر 1025 ميلادى به آن‌جا رسيد . هندوان تا آن‌جا كه توانستند ايستادگى كردند . با شيون و زارى به درون معبد مىرفتند و التماس كمك مىكردند و آن‌گاه به ميدان جنگ مىشتافتند و كشته مىشدند . كشته‌شدگان از پنجاه هزار نفر نيز بيشتر بود . سلطان با شگفتى به بت نگريست و دستور داد آن‌جا را غارت كرده ، گنج‌هاى آن را مصادره كنند . انبوهى از بت‌هاى ساخته از طلا و نقره و ظروف