محلى بيشتر و عميقتر مىشد ، از تماس و ارتباط با جهان خارج كاسته مىشد . بازرگانى با غرب از رونق افتاد و نياز هند به توجه به آن بخش از دنيا كم شد . احساس رضايت از خويش سراسر شبهقارهء هند را فرا گرفت . آنچه پيكرهء سياسى هند را مىساخت و مىتراشيد ، رويدادهاى محلى بود .
نخستين ضربت هولناك بر اين پيكره در سدهء يازدهم وارد آمد . راجندراچولا با موفقيت در طول سواحل شرقى و ناحيهء اوريسا لشكركشى و پيكار كرد و سپاهيان او در شمال تا رود گنگ پيش رفتند . آنگاه محمود غزنوى از سوى شمال غربى به شبهقارهء هند هجوم آورد .
غزنين ، امارتى در افغانستان بود . در سال 977 يكى از سرداران ترك نواحى همسايه آسياى مركزى و منطقهء ماوراء سند سلطاننشين شاهىها را تصرف كرد . اين امارت صاحب نفوذ و اهميت شد . بيست و يك سال بعد فرزند او ، محمود ، مصمم شد غزنين را به صورت قدرت درجهء اول آسياى مركزى درآورد . علت علاقه و دلبستگى محمود به هند شهرت ثروت افسانهاى آن سرزمين و حاصلخيزى جلگههاى پنجاب بود كه به مراتب از كوههاى خشك و بىآبوعلف افغانستان ثروتمندتر و باطراوتتر مىنمود .
امور سياسى افغانستان آن روزگار بيشتر با آسياى مركزى ارتباط و دلبستگى داشت و از ديدگاه محمود حمله به هند از امور تصادفى و فاقد اهميت دائمى بود . با در نظر گرفتن رونق بازرگانى پرسود ميان چين از يكسو و نواحى اطراف مديترانه از سوى ديگر ، اقتدار سياسى در آسياى مركزى به مراتب اهميت بيشتر داشت تا نفوذ در هند . قصد غزنويان از حملات مكرر به هند انباشتن خزانههاى غزنى از ثروتهاى هند بود . آنچه چشمگير و مايهء شگفتى است ، سرعت محمود در انجام لشكركشىهاى مكرر به هند و آنگاه اردوكشى به آسياى مركزى است .
اين لشكركشىهاى ساليانه تقريبا به صورت يكى از مشخصات سلطنت محمود درآمد . در سال 1000 ميلادى ، جاياپالا يكى از سلاطين خاندان
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 311
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣١١