پاراما از نسل اين پهلوان پديد مىآيند . آشكار است كه مراد از ساختن اين داستان منسوب كردن اين خاندان به آكنىكولا بوده است . آيين آتش سنتى هميشه نماد تطهير و پاكى بود . اصرار بر اگنى كولا بودن با توجه به اصل و تبار نامعلوم راجپوتها خالى از اهميت نيست .
ديگر خاندانهاى راجپوت كه مدعى بودند از اعقاب نژادهاى پيدا شده از خورشيد و ماه هستند . به عنوان شاهان محلى در نواحى مختلف هند غربى و مركزى مستقر شدند . از جمله ، چاندلاها كه در سدهء دهم در ناحيهء خواجوراهو به قدرت رسيدند و كوهيلاها اهل مىوار كه در جنوب چائوهانها بودند و در لشكركشىهاى عليه اعراب شركت كردند . تهديد اعراب سبب شد كه نقاط ضعف راشتراكوتاها و پراتىهاراها ، به عنوان شاهانى كه بر زمينداران محلى فرمانروايى داشتند ، آشكار شود . اين باجگذاران مستقر در مغرب هند شروع به سركشى كرده و استقلال خود را اعلام داشتند . توماراها همسايگان شمالشرقى چائوهانها بودند . ازجمله زمينداران تحت امر پراتىهاراها بهشمار مىآمدند كه در ناحيهء هارياناى اطراف دهلى ازجمله تنسير ، موطن هارشا ، حكمرانى مىكردند . شهر دهيليكا ( دهلى ) را توماراها در سال 736 پى انداختند . خاندان تومارا در سدهء دوازدهم بهدست خاندان چائوهانها برانداخته شد . خاندان ديگرى نيز كه از جمله باجگذاران پراتىهاراها بودند ، علم استقلال برداشتند . اينان كالاچورىهاى ساكن « ترىپورى » ( نزديك جبالپور ) بودند .
مدتهاى مديد شمال هند از تعرض بيگانگان مصون مانده بود . اثر حملات هونها از يادها رفت و دفع حملات اعراب با دشوارى روبرو نشده بود . چهارصد سال بود كه جنگها و كشمكشها جنبهء داخلى داشت . اختلافات جزئى بسيار زود به علتهاى عمده و زدوخوردهاى بىپايان تبديل مىشد كه منابع مالى و انرژى همه را ضايع مىساخت . اعلام استقلال نيز مستلزم جنگ و زدوخورد در تمام جوانب بود . هرچه درگيرى با مسائل
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 309
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٠٩