باستانى نبودند . شرايط ناآرام شمال غربى هند نيز بايد به اين فرايند استحاله و يكى شدن كمك كرده باشد .
چهار خاندانى كه مدعى تبار آكنى كولا بودند ، در آغاز بر فعاليتهاى اوليهء راجپوتها تسلط داشتند . سلطاننشينهايى كه آنان تأسيس كردند بر خرابههاى كشور سلطنتى قديمتر پراتىهارا بنا شده بود . پايگاه پاراىهاراها در راجستان جنوبى بود . چائوهانها بر راجستان شرقى و جنوبشرقى دهلى حكمروايى داشتند . در آغاز ازجمله زمينداران باجگذار شاهان پراتىهارا بودند و آنان را در جلوگيرى از حملات اعراب يارى دادند . آنان بعدا اعلام استقلال كردند و براى خود القاب سلطنتى مانند مهاراجادهيراجا برگزيدند . همانگونه كه رسم خاندانهاى راجپوت بود ، شاخههاى دودمان اصلى در نواحى اطراف فرمانروايى مىكردند و اينان از فئودالهاى باجگذار پراتىهاراها محسوب مىشدند .
مركز قدرت خاندان « سولانكى » ناحيهء « كتيوار » بود . شاخههاى آن خاندان در « مالوا » ، « چدى » ، « پانان » و « برواچ » پراكنده بودند . در نيمهء دوم سدهء دهم سولانكىها تقريبا با تمام همسايگان خود نزاع و كشمكش داشتند . پاوارها در مالوا استقرار پيدا كرده و پايتخت آنان در دهار نزديك ايندور بود . نخست باجگذار راشتراكوتاها بودند . در پايان سدهء دهم عليه اربابان خود سركشى كردند . اگرچه در روايات اوليه پاوارها خويشاوند راشتراكوتاها شناخته مىشوند اما آنچه بعد شايع شد داستان جالبى است كه توجيه مىكند كه وجه تسميه آنان چيست . داستانى كه يادآور افسانه آتش قربانى است . براساس اين داستان وشيشتاى حكيم صاحب گاو مشهور به كامادهنو ( گاوى كه آرزوهاى صاحبش را برآورده مىكند ) بود . حكيم ديگرى ويش مرتا نام اين گاو را مىدزدد . وشيشتا نذرى نثار آتش قربانى مقدس كوه ابو مىكند . پهلوانى از آتش بيرون مىآيد ، گاو را پيدا مىكند و به وشيشتا پس مىدهد . وشيشتا به پاس اين خدمت به اين پهلوان لقب پارامارا ( دشمنكش ) مىدهد . خاندان
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٠٨