تمايل عمومى فرمانروايان محلى به اعلام استقلال و ادعاى پادشاهى تمام و كمال . انعكاس اين تمايل را در زندگى فرهنگى آن دوره نيز مىتوان مشاهده كرد كه عمدتا بهصورت توجه به فرهنگهاى محلى ظاهر شد . تاريخهاى ناحيهاى و سلسلهاى تأليف شد ، فرقههاى محلى و ادبيات محلى مورد تشويق قرار گرفت ، دربارها براى جلب شعرا و نويسندگان با يكديگر رقابت كردند و هنرمندان محلى براى ساختن بناهاى شكوهمند استخدام شدند .
دامنهها و كوهپايههاى هيماليا ، به علت طبيعت آن سرزمين ، محيط بسيار مناسبى براى پيدايش سلطاننشينهاى كوچك بود . سدهء نهم شاهد به وجود آمدن تعدادى از اينگونه سلطاننشينها شد ، كه اگر نه استقلال ، لااقل هويت خويش را تا همين سالهاى اخير حفظ كردند ؛ آنهم بهرغم جنگهاى فراوان ميان خودشان و حملات مكررى كه از سوى مردم ساكن جلگهها بدانها مىشد . دولتهايى مانند چامپاكا ( چامها ) ، دورگارا ( جامو ) ، تيريگارتا ( چلندرهار ) ، كولوتا ( كولو ) ، كومائون و گارهوال توانستند خود را از كشمكشهاى عمدهء جلگههاى شمالى برحذر دارند .
كشمير از سدهء هفتم به بعد اهميت يافت . با گسترش تدريجى و فتوحات نظامى توانسته بود بر بخش عمدهاى از پنجاب تسلط يابد . اعراب نيز در درهء سند رو به سرچشمههاى آن رود پيشروى كردند . در سدهء هشتم يكى از سلاطين كشمير براى پس زدن حملات اعراب از چينيان تقاضاى كمك كرد .
در اثناى سلطنت « لالىتادتيا » در همان سده سپاهيان كشمير از يكسو وارد درهء رود گنگ شده و از سوى ديگر توانستند در پنجاب اعراب را مجبور به عقبنشينى كنند . در سدههاى بعد سلاطين كشمير به استحكام مواضع خود در كوهستانها و بخش علياى درهء « ژهلوم » پرداختند . پنجاب را رها كردند تا از خود دفاع كند . طرحهاى آبرسانى فراوانى اجرا شد . سدها و سنگچينىهاى مفصل در سواحل رودخانههاى مهم ساخته شد . طرحهايى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٠٤