در اين دوره است كه راجپوتهاى بلندآوازه وارد صحنهء تاريخ هند مىشوند . راجپوتها تبارى بيگانه داشتند . اين معنا از اينجا استنباط مىشود كه برهمنها مجبور شدند براى آنان شجرهنامهء سلطنتى ابداع كنند و ثابت كنند كه از كاستهاى كشتريهاند . موقعيت اجتماعىاى كه راجپوتها ، با اصرار و شدتى غير عادى ، بر صحت آن اصرار مىورزند . چنان شجرهنامههايى براى آنان ساختند كه به نژادهاى شمسى و قمرى منسوب شدند . اهميت راجپوتها از سدههاى نهم و دهم ، كه آنان به طوايف متعددى تقسيم شدند ، شروع شد . از اين ميان چهار خاندان ادعاى موقعيت ممتاز داشتند كه عبارت بودند از : پراتىهاراها يا پاراىهاراها ( اينان را نبايد با سلسلهء عمدهء پراتىهارا كه هيچ رابطهاى با راجپوتها نداشتند اشتباه كرد ) ؛ چاهاماناها كه اغلب چائوهانها خوانده مىشوند ؛ چائولوكياها ( سواى چالوكياهاى دكن يا سولانكىها ) و پاراماراها يا پاوارها . اين چهار خاندان مدعى بودند از اخلاف شخصيتى اسطورهاىاند كه از ميان گودال آتشى برافروخته ، جهت قربانىهاى مذهبى ، در نزديكى كوه « آبو » واقع در « راجستان » برآمدهاند . به همين دليل اين چهار خاندان را « آكنىكولا » يا « خاندان آتش » مىناميدند .
شايد اين نخستين موردى بود كه فرمانروايانى از روى قصد و عمد اصرار مىورزيدند كه از كاست كشتريهاند . سلسلههاى پيشين به اينكه از كدام كاست و طبقه هستند توجهى نداشتند . همينكه بر مسند فرمانروايى تكيه زده بودند ، كافى بود از اعضاى كاستهاى بالا به حساب آيند .
اكثر محققان اين نظريه را پذيرفتهاند كه راجپوتها يا از بازماندگان هونهاى مهاجر به شمال و مغرب هند بودند يا از نسل طوايف و مردمى كه با هونها وارد هند شدهاند . براساس كتيبههاى زمان كوپتا سنت جمهورىهاى كوچك در سرزمين راجستان تا هنگام هجوم هونها دوام آورده بود . هونها راحتتر توانسته بودند در دولتهاى جمهورى جذب شوند ؛ زيرا اين جمهورىهاى كوچك ، مانند كشورهاى سلطنتى ، گرفتار قيد و بند سنتهاى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٠٧