اهميت پيدايش قدرت اعراب پىنبرده و فشار قدرت اعراب به علت بعد مسافت محسوس نبود . پاراتيراها ، كه در رويارويى با اعراب كامياب شده بودند ، متوجه مشرق شدند و در پايان سدهء هشتم بر بخش عمدهء راجستان و اوجين فرمانروايى كردند و شهر قنوج را در تصرف داشتند .
قدرت سومى كه در اين كشمكش سه طرفه بر سر شهر قنوج درگير بود ، سلسله پالاها بود كه بخش عمدهء از بنگال و بيهار را در اختيار داشت . اين منطقه خودبهخود ثروتمند بود . پالاها درآمد جالبى نيز از تجارت هنگفت با جنوب شرقى آسيا به دست مىآوردند . از احوال پالاها تا هنگام سلطنت « گوپالا » در سدهء هشتم اطلاع زيادى در دست نيست . شهرت گوپالا از اين واقعيت سرچشمه مىگيرد كه شاهى موروثى نبود و به اين مقام انتخاب شده بود و متأسفانه از جزئيات و چگونگى اين انتخاب اطلاعى به جا نمانده است .
فقط گفته مىشود كه وى ازآنرو به مقام سلطنت انتخاب شد تا از هرجومرج و ناامنى در كشور پرهيز شود . تاراناتا ، راهب بودايى ، كه تاريخ تبت را در سدهء شانزدهم نوشته است ، به اين رويداد اشاره كرده ، مىگويد : تخت سلطنت بنگال خالى بود و اين معنا عواقب دردناك به بار آورده بود . پيشوايان محلى گرد هم جمع مىشوند تا شاهى را براى احراز مقام سلطنت انتخاب كنند . اما هربار كه كسى را انتخاب مىكنند ، در شب بعد از انتخاب ، به دست عفريتهاى كشته مىشود . سرانجام گوپالا را انتخاب مىكنند و ايزدبانو « چاندى » ( يكى از نامهاى زوجهء شيوا ) چماقى به او مىدهد تا از خود دفاع كند . وى با اين چماق عفريته را مىكشد و نجات مىيابد . از اين داستان چنين برمىآيد كه گوپالا را به علت توانايىهايش به عنوان پيشوا انتخاب مىكنند و به احتمال زياد از پيروان فرقهء چاندى بوده است .
هرچند گوپالا بنيانگذار سلسلهء پالا بود ، اما پسر او درمهپالا اين سلسله را به عنوان نيرويى قابل ملاحظه در صحنهء سياسى شمال هند مطرح ساخت . به رغم اينكه سلطنت او با شكست سختى - شكست از اشتراكوتاها - آغاز شد ،
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 301
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٠١