تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

10 پيدايش دولت‌هاى محلى در شمال هند

( 1200 - 700 ميلادى ) حكومت‌هاى پادشاهى كه در دكن غربى و شمالى پيدا شدند ، سلطان‌نشين‌هايى بودند كه نقش پل ميان مناطق شمالى با نواحى جنوبى شبه‌قارهء هند را برعهده داشتند . نقشى كه خالى از دردسر و گرفتارى نبود ؛ زيرا خواه و ناخواه درگير سياست‌بازىهاى هردو منطقه مىشدند . سلسلهء ساتاواناها آن‌گاه روى كار آمد كه رابطهء ميان شمال و جنوب هنوز اندك و محدود بود و در نتيجه سلطان‌نشين ساتاواناها اولين وسيلهء انتقال كالاها و انديشه‌ها از اين بخش به آن بخش شد . اما واكاتاكاها ناچار بودند از ميان شمال يا جنوب يكى را برگزينند و اتحاد با شمال را ، كه در آن عصر نيرومندتر بود ، ترجيح دادند . چالوكياها در حفظ استقلال خود كم يا بيش كامياب بودند . اگر راشترا كوتاها نيز كف نفس مىكردند و براى جاه‌طلبىهاى خود حد و مرزى قائل شده بودند ، شايد مىتوانستند حكومت سلطنتى مقتدرى در دكن برپا كنند . ولى اينان درصدد برآمدند از موقعيت پل مانند بودن خود حداكثر بهره‌بردارى را كرده و بر هر دو طرف ، هم شمال و هم جنوب ، تسلط يابند . به هنگام روى كار آمدن راشتراكوتاها رابطهء ميان شمال و جنوب جا افتاده بود . فشار سياسى