در اين دوره فرض بنيادين در خودمختارى روستاها اين است كه روستا را بايد خود مردم روستا اداره كنند . براى رسيدن به اين هدف شوراهاى روستايى تشكيل داده و زمام اداره امور را به آنها واگذار مىكردند . در روستاهاى بزرگتر ، كه تشكيلات ادارى پيچيدهتر بود ، انواع شورا وجود داشت . هر روستايى ، بسته به مقتضيات ، مىتوانست عضو چند شورا باشد . به علاوه هر روستا مىتواسنت به چند محله تقسيم شود و هر محله از اعضاى خود شورايى داشته باشد . اين اعضا مىتوانستند نمايندهء شغل و حرفهء خود باشند مانند نجاران يا آهنگران و غيره . يا نمايندهء گروهى كه به يكى از امورات كلى روستا مىپرداخت مانند كسانى كه خادم معبد محل بودند . اساس زندگانى روستا بر روابط ميان گروههاى متفاوت استوار بود . گذشته از اين گروههاى كوچكتر ، شوراى عمومى هم وجود داشت .
شوراهاى عمومى اكثر ساكنان روستا را در برمىگرفت . سه نوع شوراى عمومى مرسوم بود : شورايى كه « اور » نام داشت و از ساكنان مالياتپرداز روستا تشكيل مىشد ؛ شوراى « سبها » كه از برهمنهاى روستا و يا انحصارا از روستاهايى كه به برهمنها واگذار شده بود به وجود مىآمد ؛ و دست آخر شوراى موسوم به « ناگارام » ، كه چون اصولا حافظ منافع بازرگانان و كاستها بود در مراكز داد و ستد تشكيل مىشد . در پارهاى از روستاها « اور » و « سبها » با هم بودند . روستاهاى بزرگ گاهى براى سهولت ادارهء امور دو « اور » داشتند .
طرز كار اين شوراها برحسب شرايط محلى تفاوت مىكرد . تمام مردان بالغ روستا مىتوانستند عضو « اور » باشند . اما در عمل اين ريشسفيدان روستا بودند كه شورا را اداره مىكردند . چند نفرى از آنان نوعى كميتهء اجرايى براى انجام عمليات روزمره تشكيل مىدادند . « سبها » نيز به همينگونه عمل مىكردند . افزون بر اين مجاز بودند ، كميتههاى كوچكتر از ميان اعضاى خود براى سرپرستى و امور ويژه انتخاب كنند . گزينش براى عضويت در « سبها » با قرعه از ميان حائزين شرايط انجام مىگرفت . اما به هنگام لزوم از اعمال
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٧٢