تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣

9 اهميت يافتن جنوب

( 1300 - 900 ميلادى ) كشمكش ميان حكومت‌هاى ستيزه‌خوى جنوب هند چندين سده دوام آورد . در سده‌هاى يازدهم و دوازدهم بخت سلسلهء چولاها در حال طلوع بود ، اما از فشار سلطان‌نشين‌هاى مجاور بر آنان كاسته نشد . در سدهء نهم پالاواها سرانجام در اثر حملهء مشترك همسايگان جنوبى خود ، پاندياها و چولاها كه باجگذاران سابق آنان بودند ، از پا درآمدند . سيصد سال ديگر نيز پالاواها به عنوان يكى از باجگذاران كم‌اهميت چولاها حكومت كردند تا آنكه سرانجام از صحنهء تاريخ محو شدند . در اين سيصد سال ، چولاها براى به دست گرفتن قدرت جنگيدند تا آنكه به عنوان حكومت مسلط در جنوب جا افتادند . در آغاز با راشتراكوتاهاى در حال ذوال مىجنگيدند ؛ آن‌گاه با شاخه‌اى از چالوكياها كه حيات تازه يافته بودند رودررو شدند . اينان را چالوكياهاى متأخر ناميده‌اند كه مركز آنان در دكن غربى بود . در اين دوره ، دكن ميان تعدادى سلطان‌نشين‌هاى كوچك ، كه كم و بيش موقعيتى يكسان داشتند ، تقسيم شده بود . چولاها در مراحل گوناگون با اينان جنگيدند . صف‌بندىهاى سياسى شامل چالوكياهاى متأخر و ياداواهاى اهل دواگيرى ( شمال دكن در ناحيهء اورنگ آباد ) و كاكاتياهاى اهل وارانگال ( اندهرا ) و هويسالاهاى اهل