تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
بسيار بزرگ و حجيم . معبد در روزگار سلطنت يكى از شاهان راشتراكوتا در سدهء هشتم بنا ، يا درست‌تر بگوييم ، حجارى شد . چون كار ساختمان معبد به اتمام رسيد ، عمارتى بود كه تمام از دل كوه تراشيده شده بود . هيچ‌گونه مصالح ساختمانى به آن اضافه نكرده بودند . با دقت و وسواس نقشهء دقيق معبد واقع در فضاى آزاد را پياده كرده‌اند و از نظر اسلوب معمارى نزديك به مكتب معابد دراويدى است . معبد كيلاشاناتا تقريبا همان مساحتى را دارد كه پارتنون آتن و ارتفاع آن يك و نيم برابر ساختمان يونانى است . تعداد سنگ‌تراشان و كارگرانى كه در آن‌جا استخدام شده بودند و هزينه‌هاى مربوط بايستى هنگفت بوده باشد . شايد برابر با هزينهء جنگى همه‌جانبه . مىگويند با تمام اين احوال تراشيدن معبد از صخرهء كوه ارزان‌تر تمام شده است تا بنايى با همين مساحت در فضاى آزاد . شايد همين نكته كليد حل معماى رواج حجارى كردن معابد و زيارتگاه در دل كوه‌ها و تپه‌ها در طول زمان بوده است . معابد بناشده در فضاى آزاد آيهول و بادامى و دكن و كانچى پورام و مهابالى پورام زمينهء بسيار مناسب‌ترى را براى نصب مجسمه فراهم مىآورند تا معابد حجارى شده . اسلوب مجسمه‌سازى دكنى آشكارا متأثر از دورهء كوپتاهاست . مجسمه‌سازى پالاوا بيشتر وامدار سنت‌هاى بودايى است كه روىهم‌رفته شكلى شكوهمند و خطى دارد كه در آن سعى شده از تزيينات اضافى ، كه در مجسمه‌سازى دكنى فراوان است ، پرهيز شود . با اين همه ، مجسمه‌سازى و معمارى دكن و تاميل - ناد را نمىتوان پاجوش‌هاى سنت مجسمه‌سازى و معمارى شمال هندوستان دانست ؛ زيرا به گونه‌اى مشخص و بارز متفاوت بوده و شخصيت و هويتى از آن خود دارند . شكل و قالب كار از سنت كهن‌تر اقتباس شده بود ، اما حاصل كار بدون ترديد انعكاس نبوغ هنرى محلى بود . اين‌گونه تحولات نمونه‌اى برجسته از فرهنگ شبه جزيره و مخصوصا