نقاشى روى ديوار تنها منحصر به ساختمانهاى دينى نبود ، زيرا همانگونه كه از ادبيات معاصر آن دوره برمىآيد ، ساختمانهاى مسكونى نيز با انواع نقاشى مزين مىشد ولى متأسفانه نمونههاى آن باقى نمانده است .
ناحيهء دوردستى كه سنت نقاشى روى ديوار هندى را اقتباس كرد ، آسياى مركزى بود . از باميان افغانستان گرفته تا آسياى مركزى و صحراى گوبى تعدادى معابد بودايى يا زيارتگاهى كه در دل تپهها كندهاند بنا شد كه ديوارهاى آنها پوشيده از نقاشى بود . در مكانهايى چون تون - هوانگ و ميران زيباترين نمونههاى اينگونه نقاشى را ، كه خوشبختانه به علت خشكى هواى محل سالم ماندهاند ، مىتوان ديد . « 1 »
حجارى معابد در كوهها در دورهء پالاواها رايج بود . اين معابد شبيه زيارتگاههاى غارى بودائيان بود . مثلا در معابد سنگى يكپارچه مهابالى پورام هنوز آثار طاقهاى گهوارهاى و دهليزهاى طاقدار ، كه معمولا زيارتگاههاى غارى دكن را تداعى مىكنند ، مىتوان ديد . كهنترين بناى معبد سنگى در مهابالىپورام ( معبد مشهور به ساحل ) و كانچى بنا شد ، اما اينگونه معمارى در دورهء چولاها به اوج خود رسيد . معابد چالوكيا بر اسلوب زيارتگاههاى كوپتاها بنا شده بود . چون به اوج كمال خود رسيد در اسلوب معمارى شمال هند و شيوهء معمارى دراويدى ( جنوب ) اثر گذاشت . معابد حجارى شده در صخرههاى جزيرهء « فيلها » در حومهء بمبئى نمونهء پخته و كامل شدهء اينگونه معمارى است . معابد بنا شده در ايهول و بادامى هرچند ويرانهاى بيش نيستند ، هنوز نمونههايى از معمارى هنرمندانهء دكناند . اما شايد چشمگيرترين نمونه ، معبد كيلاشاناتا در الورا است كه نمونهاى است از معمارى مبتنى بر حجارى غار و بناى واقع در فضاى آزاد آنهم به مقياس
هامش
( 1 ) . زيباترين نمونهء اينگونه نقاشىهاى ديوارى در سدهء بيستم به موزههاى اروپا انتقال داده شد .
شايد بهترين مجموعه در موزهء برلين بود كه در اثناى جنگ جهانى دوم به شدت آسيب ديد .