جامعه فراهم مىشد . خادمان معبد از هر طبقهاى بودند . اما تنها برهمنها مجاز بودند مراسمى را كه در محراب مقدس مىبايست انجام شود ، سرپرستى كنند . براى انجام كارهايى مانند : نظافت معبد ، نواختن موسيقى در هنگام اجراى مراسم ، روشن كردن چراغها و تهيه كردن گل و آويزان كردن حلقهء گل بر گردن شمايلها از افراد ديگر كاستها استفاده مىشد . شودراهاى نجس مانند سفالگران و دباغان و ديگر مردم خارج از كاستها اجازهء ورود به محوطهء معبد را نداشتند ؛ زيرا مىپنداشتند حضور آنان باعث ناپاكى و نجس شدن معبد مىشود . هرگاه كه بر موقوفات و زائران معبد به گونهاى قابل ملاحظه افزوده مىشد ، كه اندكاندك چنين مىشد ، رسما كميتهاى را براى ادارهء امور معبد ، موقوفات و خادمان معبد برمىگزيدند .
فرقهء عرفانى تاميل موسيقى و خواندن سرودهاى مذهبى را همگانى كرد .
خواندن اين سرودها به صورت يكى از آيينهاى منظم معبد درآمد . « ونيا » ( ساز زهى ) كه شايد رايجترين آلت موسيقى بود ، در اصل همان چنگ زهى معمول در شبه قاره و خاورميانه باستان بود . در حوالى سدهء پنجم ميلادى عودى با بدنهء گلابى شكل جانشين آن شد و دو سدهء بعد به شكل امروزى درآمد كه بدنهاى شبيه به كدوى قليانى و دستهاى دراز دارد . رقص نيز جزو آداب معبد شد . در آغاز رقص عاميانه بود . بعد فن ترتيب رقصهاى مذهبى ظرافت و پيچيدگى بسيار يافت تا سرانجام توانست مضمونهاى دينى را به شكل نهايى بهاراتا ناتيام ( رقص بر طبق قواعد ترتيب رقص بهاراتا ، همانگونه كه در متن ناتاياشسترا آمده است ) درآورد .
از دورهء پالاواها به بعد تمام معابدى كه ثروتمند بودند ، گروه رقاصان تربيت شدهء خود را داشتند . معابد پالاواها بناهاى برپاشده در فضاى آزاد بود .
اما شيوهء بودايى غارهاى معبدى نيز دوام يافت . برهمنها و بودائيان براى حجارى معابد ، در دل كوهها و تپههاى سرزمين دكن ، با يكديگر رقابت داشتند ، اما در اين دوره نيايش در اين معابد براى همگان آزاد بود و رقابت
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٥٧