جنوب شرقى مفيد بود . در اين زمان ، در جنوبشرقى آسيا سه سلطاننشين عمده پيدا شده بود كه با هندوستان در تماس نزديك بودند و بازرگانان هندى در جستوجوى امكانات بازرگانى بدانجاها سفر مىكردند . اين سه سلطاننشين به ترتيب عبارت بودند از : كامبوج ، انام و شرى ويجايا ( بخش جنوبى شبهجزيرهء مالايا و سوماترا ) . در سواحل غربى ابتكار تجارت با مغرب زمين تدريجا به دست بازرگانان بيگانه كه در آنجا اقامت گزيده بودند ، مخصوصا اعراب ، افتاد . بازرگانان هندى تبديل شده بودند به تهيهكنندگان كالاها و ديگر در حمل و نقل كالاها دخالت چندانى نداشتند .
ارتباط با غرب غير مستقيم و توسط اعراب انجام مىشد و محدود به بازرگانى بود . اما تماس فرهنگى با جنوب شرقى آسيا به گونهاى روزافزون گستردهتر مىشد . دربارهاى محلى ، اسلوب معمارى پالاواها و خط تاميل را اقتباس كردند . تاميل - ناد ، كه مركز نشر انديشهها و فرهنگ بود ، توانست نقش عمده در تحول فرهنگى و تمدن جنوبشرق آسيا ايفا كند .
شايد آشكارترين نشانهء نفوذ فرهنگ آريايى در جنوب موقعيت ممتاز برهمنها و واگذارى آن همه زمين زراعتى به آنان بود . رخنه فرهنگ آريايى در تحولات موسسات آموزش و پرورش كشور پالاوا نيز آشكار است . در آغاز اين دوره امور فرهنگى و آموزشى ناحيه عمدتا در اختيار جينىها و بودايىها بود ، اما اندك اندك برهمنها جاى آنان را گرفتند . ادبيات دينى كه جينىها با خود آورده بودند به زبانهاى سانسكريت و پراكريت بود . اما آنان نيز سرانجام مجبور به استفاده از زبان تاميل شدند . كيش جينىها مقبوليت همگان يافته بود ، اما رقابت كيش هندوان ، در سدههاى بعدى ، از تعداد پيروان كيش جينىها كاست . افزونبراين مهاندرا - ورمان از كيش جينىها برگشت و پيرو آيين شيوا شد و كيش جينىها از طرفدارى ارزشمند دربار محروم گرديد . جينىها مؤسسات تربيتى معدودى در حومهء مادوراى و كانچى و مراكز دينى از قبيل آنچه در شروانا بلگولا بود ايجاد كرده بودند . اما اكثر
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٤٦