دورهء كوپتاها شاهد پذيرفته شدن الگوى آرينهاى شمال هند بود و مخصوصا موقعيت ممتاز اجتماعى برهمنها تثبيت يافت . اين واقعيت كه تعدادى از متون باستانى ، كه بر نقطه نظرهاى برهمنها تأكيد مىكرد ، بازنويسى شد مؤيد تثبيت موقعيت ممتاز اجتماعى برهمنهاست . بخشش زمين به برهمنها كه در دورهء پس از كوپتاها شدت يافت ، نيز تأكيدى است بر موقعيت ممتاز برهمنها در جامعهء آن روز . آنچه برهمنها را در حفظ اين موقعيت ممتاز كامياب كرد تنها اين نبود كه خود را وارث اصلى سنتهاى آريايى مىدانستند بلكه ناشى از اين واقعيت بود كه با استفاده از نظام آموزشى خود انحصار علم و دانش را به دست آوردند و از اين انحصار علمى به عنوان منبع اضافى براى كسب قدرت استفاده مىكردند .
نظام جامعه پدرسالارى آريايى كاملا جا افتاد . اين معنا از موقعيت اجتماعى فرودين زنان آشكار مىشود ؛ امرى كه خود حكايت از انحطاط بوميان ، پيش از آمدن آريايىها مىكند . اما در ضمن به بركت همين تضاد مستمر ميان فرهنگهاى آريايى و غير آريايى بود كه الگوى آريايى نتوانست بر شبهقارهء هند تسلط كامل پيدا كند . اگر در پارهاى از سطوح جامعه ، مثلا در ميان طبقات ممتاز سياسى و اجتماعى تسلط يافته بود ، سطوح ديگرى نيز وجود داشت كه فرهنگ آريايى در آنجا ناچار از دادن امتياز شده بود . اگر مهر و نشان مخصوص جامعهاى آريايى يعنى موقعيت اجتماعى فرودين زنان در همهجا ديده مىشد ، علامت و مظهر نيروى مخالف آن ، يعنى ستايش و پرستش روزافزون ايزدبانوى مادرى و فرقههايى كه به ايزدبانوى بارورى ارادت مىورزيدند ، نيز آشكار بود . تحميل الگوى فرهنگى آرينها بر طبقاتى سواى طبقات ممتازه قطعى و استوار نبود . دليل اين مدعا تحولات كيش هندوى در سدههاى بعد از كوپتاهاست كه به گونهاى مرتب مجبور به دادن امتياز به فرقههاى مورد استقبال همگان بود يا اين واقعيت كه پرستش
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٢٧