موجود در ايزدكده بودائيان قائل به همتايى مؤنث شد كه « تاراس » « 1 » ( - منجى مؤنث ) نام داشتند . فرقه تاراسپرستان در تبت و نپال هنوز وجود دارند .
در اين مقطع زمانى است كه جنبههاى مهم كيش هندوان تثبيت مىشود .
بت يا شمايل به عنوان كانون پرستش پذيرفته شده و پرستيدن بت بر قربانى كردن پيشى مىگيرد . هرچند كه اهداى قربانى به شمايل محور پرستش باقى ماند . اين تحول سبب تشويق پرستش بهكتى ( - طريق عشق ) شد كه در آن شخص روحانى حرفهاى ، مانند مورد قربانى ، نقش اساسى را برعهده ندارد .
پرستش هر ايزدى بيش از هميشه موضوع مورد علاقهء فرد مىشود و رفتار اجتماعى مطلب مورد توجه برهمنها . قانون اجتماعى مبتنى بر سنتهاى ساخت دست آدمى حكم وحى منزل را پيدا كرده بود . سنتگرايى براى حفظ اقتدار خود قواعدى غير قابل تغيير وضع مىكرد تا هركس از آن قانون اجتماعى سرباززند مطرود شناخته شود . خوشبختانه فراوان بودند كسانى كه متوجه دشوارى اعمال قوانينى شدند كه بيشتر جنبهء نظرى داشت . اينان براى آدمى قائل به چهار منظور نهايى بودند كه عبارت بود از : دين و قانون اجتماعى يا ( درمه ) ، رفاه اقتصادى ( ارته ) ، لذت ( كاما ) و رستگارى روان ( موكشا ) . مىگفتند كه اگر ميان سه منظور اولى تعادل برقرار شود چهارمى خودبهخود به دست خواهد آمد . تعريف تعادل برعهدهء آنانى بود كه مىبايست قانون اجتماعى را تدوين نمايند تا در عمل نيازهاى زندگى روزانهء آدمى به گونهاى كامل برآورده شود .
هندوان مؤمن به دو فرقه عمده تقسيم مىشدند : « ويشنوئيان » و « شيوائيان » كه هريك « ويشنو » يا « شيوا » را ربّ عظيم يا بزرگ ايزدان مىدانستند . ويشنوپرستان بيشتر در شمال هند بودند و شيواپرستان عمدتا در جنوب . هنوز هم اين ترتيب تغيير نيافته است . باورهاى تانتريكى بر كيش
هامش
( 1 ) .Taras