تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
طرفدارى پس از سدهء هفتم قطع شد . در نيمهء اول سدهء ششم شوراى دوم كيش جينىها در وال‌هابى تشكيل شد و قوانين مقدس آن كيش تدوين يافت كه تابه‌حال تغيير نكرده است . تمام كيش‌هاى رايج ، به گونه‌اى روزافزون ، از زبان سانسكريت استفاده كردند ؛ شايد به اين دليل كه زبانى صاحب حيثيت و اعتبار بود . اين امر بر تمام مذاهب هند تأثيرى مشابه گذاشت و باعث جدايى ميان معلمين امور دينى از يك‌سو و پيروان آنان از سوى ديگر شد . اكنون جينىها نيز صاحب تعدادى شمايل و بت شده بودند . پيكر شق و رق و ايستادهء « ماهاويرا » و ديگر اولياء يا مجسمه‌هاى چهار زانو نشسته نمونه‌هايى بود براى پيكرتراشانى كه اولياى جينى را مجسم مىنمودند . مسيحيت محدود به ناحيهء مالابار بود . مؤلفان مديترانه‌اى از كليساى سريانى سرزمين « ماله » « 1 » ( مالابار ) از مراكز كشت فلفل ، سخن مىراندند . شهرت دارد كه بندر كاليانا « 2 » ( در نزديكى بمبئى ) اسقفى داشته كه از ايران منصوب مىشده است . اينك كيش بودا مرزهاى هندوستان را پشت سر گذارده و به آسياى مركزى و چين و جنوب شرقى آسيا نفوذ كرده بود . در هندوستان شاخهء « ماهايانا » عملا شاخهء « هىنايانا » را ، مگر در نواحى محدود ، از ميدان بيرون رانده بود . سدهء پنجم ميلادى شاهد پديد آمدن فرقه‌اى نوين و نوظهور بود كه با پرستش معبودهاى زن آغاز شد و با عقايد بارآورى پيوند نزديك داشت . ديرى نگذشت كه اينان هسته‌هاى مركزى تعدادى مراسم جادويى شدند كه در شكل نهايى آيين « تنتريسم » « 3 » خوانده مىشود . در سدهء هفتم ميلادى كيش بودا تحت تأثير آيين‌هاى تنتريكى قرار گرفت و شاخهء نوينى از كيش بودا جوانه زد كه مركز آن در هند شرقى بود و « بودائيسم واجريانا » « 4 » ( بودائيسم سوار بر آذرخش ) نام گرفت . بودايىهاى واجريانا براى هريك از ايزدان مذكر
هامش
( 1 ) .Male( 2 ) .Calliana( 3 ) .Tantricism( 4 ) .Vajrayana