باشد كه با هريك از آنها شئاى را ارائه كند كه نماد صفت يا صفات ويژهء همان ايزد مخصوص است . بيشتر مجسمههاى روزگار كوپتاها بر مبناى معيارهايى كه در مكتب « ماتورا » ساخته شده است . بيشتر بتهاى ساخته شده عصر كوپتاها در شمال هند تجسم ويشنو هستند . فرقهء شيواپرستان معمولا تمثال آلت مردى را منظور داشتند كه براى مجسمهسازى مضمون جالب و دامنهدارى نيست .
تمام معابد هندى اين دوره بناهاى واقع در فضاى آزاد نيستند . بودائيان دكن به ايجاد زيارتگاهها در دل تپهها به صورت غار - معبد ادامه دادند .
هندوها ، و در سدههاى بعد جينىها ، از آنان تقليد كرده و معابدى در جوار معابد بودايى حجارى كردند . ديوارهاى بسيارى از اين معابد ، مانند معبد واقع در « آجانتا » با نقاشىها مزين شده است . در ادبيات آن زمان چنان مكرر به اين نقاشىها اشاره شده كه بايد نتيجه گرفت مورد استقبال همگان بوده است .
مجسمههاى كوچك سفالى مخصوص شمال هندوستان بوده و به تعداد فراوان در دشت گنگ و مشرق هند يافت مىشوند . بسيارى از آنان در قالب ريخته شده و به شيوهء انبوه توليد شدهاند . پارهاى از اين مجسمهها در آيينهاى مذهبى به كار مىرفت ، اما بيشتر مصارف عرفى داشت . به عنوان اسباببازى يا وسيلهء تزيين مورد استفاده بود .
در اين دوره هم از كيش بودا و هم از كيش هندوى پشتيبانى و طرفدارى مىشد . كيش هندوان در اين دوره صاحب خصوصياتى شد كه تا امروز دوام آورده است ؛ حالآنكه كيش بودا به شكلى درآمد كه منجر به انحطاط آن گرديد . از ديدگاه نظرى ، كيش بودا رقيبى هولناك براى كيش هندوان بود . اما در مراسم پرستش و عمل چنان با كيش برهمنان سازش كرده بود كه تقريبا به صورت يكى از فرقههاى آن درآمد . كيش جينىها تغيير نكرد و همچنان از پشتيبانى بازرگانان مغرب هند برخوردار بود . در نواحى معين دكن و جنوب ، خاندانهاى سلطنتى محل از كيش جينىها پشتيبانى مىكردند اما اين
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢١٦