زيركاست به يك زيركاست ديگر ، مانند روزگارهاى بعد ، دشوار نبود .
بهترين نمونهء اين مدعا مورد صنف ابريشمبافان مغرب هندوستان است كه برخى از آنان چون نتوانستند به حرفهء ابريشمبافى ادامه دهند به حرفههاى ديگر روى آوردند و به ديگر نقاط هندوستان مهاجرت كرده و كماندار و سرباز و رامشگر شدند كه حرفههايى بود بالاتر از ابريشمبافى .
علىرغم اين تغيير شغل وفادارى به صنف ظاهرا لااقل براى يك نسل دوام يافته بود . اينان كه آفتابپرست بودند مخارج بناى معبدى براى خورشيد را عهدهدار شده و تاريخ صنف خود را در كتيبهء مفصلى مكتوب و در اين معبد كار گذاشتند .
بيشتر متون حقوقى اين دوره كتاب درمه شستراى مانو را اساس قرار داده و برآن شرح نوشتند . آثارى از اين دست دراين دوره نوشته شد كه معروفترين آنان اثر ياجناوالكايا ، « 1 » نارادا ، « 2 » برىهاسپاتى « 3 » و كتى يايانا « 4 » است .
نظام اتصال مالى خانوادگى ، كه بعدها از خصوصيات عمدهء جامعهء كاستى هندو شد ، در اين عصر رواج يافت . از اين زمان به بعد بود كه اموال موروثى خانواده به مالكيت مشترك و مساوى پدران و پسران درآمد و هر پسرى به طور مساوى مالك اموال پدرى دانسته شد .
« كتىيايانا » جريان محاكم قضايى را با شرح جزئيات آورده است . شاه به عنوان آخرين مرجعقضايى در دادگاه حضور مىيافت . بسته به نياز موارد مختلف ، قضات ، وزراء ، روحانى اعظم ، برهمنها و ارزيابان ، شاه را در قضاوت نهايى يارى مىدادند . در موارد خاصى نمايندگان مؤسسات بازرگانى نيز دعوت مىشدند تا به شاه كمك كنند . مقامات قضايى به رسميت شناخته شده عبارت بودند از صنفها و شوراهاى مردمى و جانشينى براى شاه كه
هامش
( 1 ) .Yajnavalkya( 2 ) .Narada( 3 ) .Brihaspati( 4 ) .Katyayana