تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
بود . اينان قدرت حاكم و مسلط در دكن بودند . اتحادى مبتنى بر وصلت ميان كوپتاها و وكاتاگاها پايه‌گذارى شد . دختر چندراكوپتاى دوم به عقد شاه وكاتاكا ، رودراسناى « 1 » دوم ، درآمد . ديگر خاندان‌هاى دكنى نيز با خاندان سلطنتى كوپتا ازدواج كردند . به اين ترتيب كوپتاها به روابط دوستانه و پايدار با همسايه‌هاى جنوبى قلمرو خود دست يافتند . اين‌گونه بود كه چندراكوپتا با به كارگيرى روش‌ها و سياست‌هاى متفاوت همان اهداف و خواسته‌هاى پدرش را دنبال كرد . وكاتاكاها در نيمهء دوم سدهء سوم ميلادى به قدرت رسيدند . پايگاه آنان باقيماندهء سلطان‌نشين ساتاواناها بود . پراواراسناى « 2 » اول كه در اوايل سدهء چهارم ميلادى سلطنت مىكرد ، بخش‌هاى گسترده‌اى از دكن غربى و هند مركزى را متصرف شد . جانشينان او سلطان‌نشين وكاتاكا را چهار بخش كردند . اين اقدام هرچند باعث ضعف قدرت سلطان‌نشين وكاتاكا شد ، اما مانع از آن گرديد كه ناچار از اطاعت از سمودراكوپتا شوند ؛ زيرا وى ترجيح داد از فئودالهاى وكاتاكا در هند مركزى فقط خراج دريافت كند و به خاندان اصلى شاهان واكاتاگا آزارى نرساند . دوام و بقاى اينان پس از اردوكشىهاى كوپتا فرصتى بود تا امور سرزمين‌هاى خود را به گونه‌اى سامان دهند كه موجب تسلط آنان بر ناحيهء دكن شود . در چنين شرايطى بود كه كوپتاها پى بردند كه وصلت با اينان سودمند و مفيد است . از قضاى روزگار روداراسناى دوم پنج سال پس از به تخت نشستن درگذشت . چون پسران او صغير بودند ، بيوهء او ( دختر چندراكوپتاى دوم ) به مدت بيست سال ( از 390 تا 410 ميلادى ) نايب السلطنهء آن ديار شد . به اين ترتيب سلطان‌نشين « وكاتاكا » عملا به صورت بخشى از شاهنشاهى كوپتا درآمد . چندراكوپتاى دوم بر خود لقب « آفتاب قدرت » را گذاشت . اما شهرت و
هامش
( 1 ) .Rudrasena( 2 ) .Pravarasena