تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
درستى ادعاهاى بزرگ‌تر ، كه در مديحه مذكور مطرح شده ، مورد ترديد است . روابط ميان كوپتاها و كوشانيان در لايه‌اى از ابهام پوشيده است . اما اين روابط به مقياس زياد ضعيف شده بود . دربارهء سيلان ، از يك منبع روزگارهاى بعد استنباط مىشود كه شاه سيلان هدايايى فرستاده بود و از شاه كوپتا اجازه خواسته بود تا صومعه‌اى بودايى در گايا بنا كند . اين‌چنين تقاضايى علامت و نشانهء باج دادن نيست . شايد كه روابط او با ديگر شاهان بيگانه نيز بر همين پايه استوار بوده است . نمىدانيم « ساكنان جزاير » چه كسانى بوده‌اند . شايد اين اصطلاح اشاره‌اى باشد به جزاير مالديو و آندمان كه در نزديكى هندوستان واقع‌اند . در ضمن بعيد هم نيست اشاره‌اى باشد به سرزمين‌هاى آسياى جنوب شرقى كه حال جمع عظيمى از هنديان در آن‌جا اقامت گزيده بودند و تماس با آن‌جا توسعه يافته بود . سلطنت طولانى سمودراكوپتا ، كه چهل سال ادامه يافت ، فرصت كافى به او داد تا اين لشكركشىها را سامان دهد . به منظور مطلع ساختن همگان از فتوحات خويش مراسم قربانى اسب به جاى آورد و ترديدى نيست كه او بيشتر از بسيارى از ديگر شاهان سزاوار و مستحق اين ادعا بود . اما اشتياق سيرناشدنى به كاميابىهاى نظامى و پيروزى در جنگ‌ها تنها خصيصهء ذاتى سمودراكوپتا نبود ، ظاهرا انسانى مهربان و صاحب فرهنگ نيز بوده است . در همين مديحه مفصل آورده شده كه دوستدار شعر و موسيقى بود . اين معنى اغراق شاعرانه نيست . در بسيارى از سكه‌هاى ضرب شده به وسيلهء او تصويرش در حال نواختن عود ديده مىشود . از ميان تمام شاهان كوپتا ، چندراكوپتاى دوم كه به اسم جدش ، پدر سمودراكوپتا ، ناميده شده بود جوانمردتر و پهلوان‌تر بود . وى چهل سال سلطنت كرد . از 375 تا 415 ميلادى ، شروع سلطنت او ، همانند پدرش در پرده‌اى از ابهام و اسرار نهفته است . نمايش‌نامه‌اى كه دويست سال بعد نوشته شد ، و از قرار معلوم دربارهء رويدادهاى بلافاصله پس از مرگ سمودراكوپتا