تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
اما به‌هرحال فهرست اين فتوحات و لشكركشىها چشمگير و موجب حيرت است . شاهان سرزمين‌هاى جنوبى و نواحى دكن تحت الحمايه او نبودند و گاهى همانند حكمرانان نواحى شمالى هدايا و تحف براى سمودراكوپتا ارسال مىداشتند . حاصل كلى لشكركشىهاى او تصرف مناطقى در شمال هند و دريافت باج و خراج از فرمانروايانى بود كه نتوانست قلمروهاى آنان را تصرف كند . شايد وى با مقاومتى بيش از آنچه انتظار داشت روبرو شده بود . تسلط سياسى او محدود بود به درهء رود گنگ زيرا نتوانست بر شاكاها كه در شمال هند حكومت مىكردند فايق آيد . نه تنها قبايل ساكن راجستان فقط خراج به او مىپرداختند ، بلكه ناحيهء پنجاب نيز در حوزهء تسلط كامل سياسى او قرار نداشت . ترديدى نيست لشكركشىهاى او باعث درهم‌شكستن قدرت سياسى جمهورىهاى آن ناحيه شد . رويدادى كه بعد براى كوپتاها نتايج وحشت‌انگيز ، به هنگام هجوم قبايل « هون » « 1 » به شمال غرب هندوستان ، به بار آورد . ديگر براى پنجاب و راجستان ممكن نبود نقش ناحيهء حد فاصل و فشارشكن را براى درهء رود گنگ بازى كنند . رابطهء ميان كوپتاها و جمهورىهاى عشايرنشين ، طبيعتى غير متعارف و شگفت‌انگيز داشت . هرچند براى كوپتاها وصلت خانوادگى با ليچ‌جاوها موجب افتخار و غرور بود اما در ضمن از تجاوز به جمهورىهاى غربى نيز خوددارى نمىكردند . اينكه سنت جمهورىخواهى علىرغم هجوم‌هاى فراوان توانسته بود در نواحى غربى چندين قرن دوام آورد اسباب تعجب است . لشكركشى سمودراكوپتا به اين ناحيه ضربهء نهايى را بر سنت‌هاى قبيله‌اى و عشيره‌اى وارد آورد . نزاع و اختلاف باستانى ميان نظام كاستى و نظام عشايرى سرانجام با پيروزى نظام كاستى و فروپاشى نظام قبيله‌اى پايان گرفت .
هامش
( 1 ) .Hun