تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
و آنان‌كه به پژوهش و تحقيق دربارهء تاريخ اوليهء هندوستان مىپرداختند ، دوره‌اى را برگزيدند كه فرهنگ هندى به گونه‌اى استوار ريشه دوانده بود . بنابراين ، دورهء كوپتاها را انتخاب كردند . اما سبك باستانى كوپتاها به شمال هندوستان محدود بود ؛ زيرا تمدن و فرهنگ در دكن و جنوب هندوستان ، در دورهء پس از كوپتاها شكوفا شد و به درجات عالى رسيد . اصل و تبار كوپتاها نامعلوم و مبهم است . اين دودمان در آغاز از زمينداران توانگر بوده‌اند كه به تدريج اختيار سياسى ناحيهء مگده را به دست گرفتند . با روى كار آمدن چندراكوپتاى اول ، كه توانست قلمرو خود را به صورت كشورى بيش از يك اميرنشين معمولى درآورد ، اين دودمان صاحب شهرت و آوازه شد . چندراكوپتا با يكى از شاهزاده خانم‌هاى قبيلهء ليچ‌جاهاوى « 1 » ازدواج كرد . ازدواج با خانوادهء سلطنتى اين قبيله بدون شك موجب اعتبار چندراكوپتا و طلوع ستارهء اقبال او شد . مىبينيم اين مطلب را روى سكه‌هايش متذكر شده و از همين‌جا مىتوان استنباط كرد كه در رگ‌هاى او خون فاميل سلطنتى جريان نداشت . قلمرو چندراكوپتا ، علاوه بر مگده ، بخشهاى شرقى اوتارپرادش را نيز دربرمىگرفت . وى برخود لقب مهاراجادهيراجا « 2 » ( شاهنشاه ) گذاشت هرچند كه اين لقب اهميت چندانى نداشت ؛ زيرا شاهان كوشانى نيز معمولا از آن استفاده مىكردند . مبدأ تاريخ كوپتا را معمولا از سال 20 - 319 ميلادى ، كه سال به سلطنت رسيدن چندراكوپتا است ، مىگيرند . چندراكوپتا در سال 335 ميلادى فرزند خود ، به‌نام سمودراكوپتا « 3 » را به جانشينى خود برگزيد . قصيدهء مفصلى كه در مدح او سروده شده و بر ستون آشوكا در اللّه‌آباد نقر شده ، اطلاعات كافى دربارهء وى مىدهد . ظاهرا جانشينى
هامش
( 1 ) .Lichchhavi( 2 ) .Maharajadhiraja( 3 ) .Samudra Gupta