7 تحول الگوى باستانى
با وجود ظهور و سقوط خاندانهاى سلطنتى فراوان ، در سدههاى پس از دورهء مئوريان ، حرص جهانگشايى و برپايى شاهنشاهى فروكش نكرد و كوششهاى متعدد براى ايجاد شاهنشاهى نوين انجام گرفت ؛ اما هيچيك از اين تلاشها به جايى نرسيد و نتيجهء مطلوب نداد . فرمانروايى خاندان كوپتا در شمال هند ( از سدهء چهارم تا ششم ميلادى ) را اغلب دولتى شاهنشاهى مىدانند . اما اين گفته با حقيقت وفق ندارد . تمركز قدرت كه از اصول اساسى ساختار حكومت شاهنشاهى است ، در هنگام فرمانروايى خاندان كوپتا هيچگاه ، به آن حد كه در دورهء حكومت مئوريان شديد بود ، وجود نداشت .
اگر تنها شرط حكومت شاهنشاهى وسعت جغرافيايى مىبود ، شايد بعضى از خاندانها را بشود صاحب شاهنشاهى دانست .
دورهء كوپتا را نيز گاهى دورهء باستانى يا كلاسيك هندوستان قديم مىدانند . اين تعريف در صورتى مطابق واقع خواهد بود كه فقط طبقات بالاى جامعه موضوع بحث باشد . بايد اذعان كرد سطح زندگى در ميان اين طبقات به آن درجه از رفاه رسيد كه تا آن زمان سابقه نداشت و البته اين معنى فقط دربارهء شمال هندوستان صادق است . مورخان اوايل سدهء بيستم مىپنداشتند لازم است عصر طلايى تاريخى هند ، مدينهاى فاضله و آرمانى در گذشتهء دور باشد