نخستين شاه ساتاوانا كه شهرت فراگير يافت ، ساتاكارنى « 1 » بود ، آن هم به علت سياست توسعهطلبانهء نظامى وى در تمام جهات . او را از آن جهت كه در برابر خراولا « 2 » قد علم كرده و عليه او لشكركشى كرده بود ، « ارباب غرب » صدا مىكردند و سلطان پارتيش تانا « 3 » نيز دانسته مىشد . پارتيش تانا همان پتيان امروزى ( در دكن شمالغربى ) و پايتخت ساتاواناهاست . فتوحات او ، وى را به شمال « نارمادا » و « ملوا » ى جنوبى ، كه آن روزها مورد تهديد شاكاها و يونانيان بود ، كشاند . ساتاكارنى بر ناحيهء « سانچى » نيز تسلط يافت . در كتيبهاى كه در آنجا برپا شده او را « راجان شرى ساتاكارنى » ناميدهاند . وى سپس رهسپار جنوب شد و درهء رود گداوارى را به چنگ آورد و « ارباب ناحيهء جنوب » لقب گرفت . ساتاكارنى از حمايت كنندگان برهمنهاى سنتگرا بود .
قربانى مخصوص اسب را بهجا آورد تا ادعاى خود را مبتنى بر ايجاد شاهنشاهى بر كرسى نشاند .
تسلط « ساتاوآنا » ها بر دكن غربى چندان دوام نياورد . پس از سلطنت ساتاكارنى بزرگترين شكستها را متحمل شدند و اندكاندك از مغرب بيرون رانده شده و ناچار به سواحل شرقى گريختند . اين اتفاق شايد موهبتى پنهانى بود ؛ زيرا توانستند در اندهرا استقرار يابند . سرانجام پس از آنكه توانستند بر نيمى از دكن ازاين ساحل تا آن ساحل دست يابند ، بار ديگر به كرانههاى غربى مراجعت كنند . متصرفات غربى آنان را همان كسانى كه از آنها مىهراسيدند ، شاكاها ، منتزع كرده بودند . حال در هند غربى و شمال « نارمادا » قدرت در دست شاكاها بود . تعدادى سكه كه ساتراپ شاكايى ، « نهاپانا » آنها را ضرب زده بودند ، در ناحيهء ناسيك پيدا شده و گواهى مىدهد كه در سدهء اول ميلادى اين ناحيه در تصرف شاكاها بوده است . اما اندكى بعد ساتاواناها
هامش
( 1 ) .Satakarni( 2 ) .Kharavela( 3 ) .Pratishthana