درآمد . « 1 » از آنجا مىدانيم كه اين وصلت سياسى در رفع ضديت موجود چندان مؤثر نبوده كه رودرادمن اظهار مىدارد دوبار شاه ساتاواناها را شكست مىدهد ، اما چون خويشاوندى نزديك با وى داشت از نابود كردن وى خوددارى مىكند . پس از مرگ رودرادمن ساتاواناها در حمله به قلمرو شاكاها كاميابتر مىشوند . در اواخر سدهء دوم ساتاواناها كتيوار ، « 2 » در كرانهء غربى و مصب كريشنا و مدرس شمالى ، را در جنوب شرقى در اختيار داشتند .
اما اين قلمرو وسيع ديرى نپاييد . سدهء بعد شاهد ضعف ساتاواناها بود كه ازدياد قدرت فرمانداران محلى مدعى استقلال را به همراه داشت .
شاهان هندو - يونانى و كوشانى با برخود نهادن القاب بالا بلند به تقليد از ايرانيان و چينىها سعى داشتند اسطوره شاهنشاهى داشتن را زنده نگاه دارند .
آنان خود را « مهاجاراتى راجا » ( شاه شاهان ) و يا « ديواپوترا » « 3 » ( فرزند آسمان - فغفور - بغپور ) مىناميدند . بههمين جهت ، براى شاهان درگذشته مقام الوهيت قائل مىشدند و براى آنان پرستشگاه و معبد برپا مىساختند . اما ساتاواناها از برخود نهادن اينگونه القاب خوددارى كردند . شايد بدان سبب كه طبيعت تسلط آنان بر اميران و سلاطين محلى داشتن اينگونه لقب را توجيه نمىكرد . حتى در نظام ادارى خود اين واقعيت را تصديق كردهاند .
قدرت ادارى در سلسله مراتب ادارى پخش بود و نه در مركز . قلمرو ساتاواناها به استانهاى كوچك تقسيم شده بود كه هريك فرماندارى غير نظامى ( اماتيا ) « 4 » و فرماندارى نظامى ( مهاسناپاتى ) « 5 » داشت . فرمانداران نظامى حتى مىتوانستند با خانواده سلطنتى ازدواج كنند . حتى پارهاى از آنها مجاز به ضرب سكه بودند . چون قدرت ساتاواناها فروريخت ، هريك از اين
هامش
( 1 ) . جالب است ساتاواناهايى كه مدعى بودند از آلودگى بيشتر چهار « وارنا » جلوگيرى كردهاند ، حاضر به ازدواج با خاندان شاكا شدهاند . اين نكته بار ديگر بر ناسازگارى ميان فرضيه نظام كاستى و آنچه در عمل واقع مىشد انگشت مىگذارد .
( 2 ) .Kathiawar( 3 ) .Kaivaputra( 4 ) .amatya( 5 ) .mahasenapati