هخامنشيان و يونانيان براى خود القاب پرطمطراق از قبيل « شاه بزرگ » و يا « شاه شاهان » قائل مىشدند . اين سعى و كوشش براى بازسازى سنتهاى شاهنشاهى لابد موجب شگفتى و سردرگمى سكاها ، كه تا همين ديروز بيابانگردى مىكردند ، بود .
سرنوشت شاكاها اين بود كه بار ديگر به دست يوچيهها از خانه و كاشانهء تازه به دست آوردهء خود رانده شوند . سسو - ما - چين ، مورخ چينى ، حكايت مىكند كه كوجولا خادفسيس ، « 1 » بزرگ يوچيه ، پنج قبيلهء يوچيه را متحد ساخت و از طريق كوهستانهاى شمالى وارد شبهقاره هند شد و در كابل و كشمير استقرار يافت و هرمائوس « 2 » ( آخرين شاه يونانى ) را شكست داد .
كوجولا اندكى پس از نيمهء سدهء اول ميلادى در هشتاد سالگى درگذشت و پسرش ويما « 3 » خادفسيس جانشين او شد . ويما سكهء طلايى ضرب كرد كه نشاندهنده نفوذ عميق هندى است . سكههاى او بر خلاف پدرش تقليدى است از سكههاى دينار رومى كه در پى تجارت با روم حتى در آسياى مركزى شناخته شده بود .
بستگى ميان دو شاه نخستين شاكا با كانيشكا « 4 » كه جانشين ويما بود ، نامشخص است . ترديدى نيست كه اصليت كانيشكا از آسياى مركزى است ؛ زيرا در تصاوير شاهان كوشانى كه در نزديكى ماتورا كشف شد ، چنان تصوير شده است . اما احتمال مىرود بستگى مستقيم با دو شاه اولى نمىداشته است .
به هنگام سلطنت او بود كه سلسلهء كوشانىها شكوفا شد و دورهء كوشانىها از جمله درخشانترين مراحل تحول فرهنگى در شمال هندوستان است . تاريخ جلوس كانيشكا را در ميان سالهاى 78 - 144 ميلادى مىدانند . مبداء تاريخگذارى از سال 78 ميلادى بهنام مبداء شاكا شهرت يافته و مشهور است
هامش
( 1 ) .Kujula Khadphises( 2 ) .Hermaens( 3 ) .Vima( 4 ) .Kanishka