است . اين بازسازى مبهم و آشفته است ؛ زيرا بسيارى از شاهان اين سلسله اسامى همانند داشته و تشخيص سكههاى يكايك آنها دشوار است . ظاهرا پس از مناندر كسى نايب السلطنه بوده و پس از او ستراتو « 1 » به سلطنت مىرسد . در اين اثنا اعقاب يوكراتيدس « 2 » كه از خاندان يوتىديموس جدا شده بودند و اولين دمتريوس از آنها پيدا شده بود ، و در باكتريا سلطنت داشتند ، چشم طمع به گندها را دوخته و اندكاندك تا فراسوى كابل پيشرفته و سلطاننشين تكسيلا را تصرف كردند . مىگويند در اين دوره بود كه پارتيان به سرزمينهاى آن سوى هندوكش علاقهمند شده و مهرداد اول ( 171 - 136 ق . م ) ناحيهء تكسيلا را منتزع ساخت . اما شواهد دال بر اين امر ضعيف است . بيشتر احتمال مىرود كه تكسيلا در تصرف يونانيان باقى مانده است .
كتيبهاى شايان توجه در بسناگار در مغرب هندوستان روى ستونى توسط شخصى هليودورس « 3 » نام برپا شده كه سفير شاه انتيالكيداس « 4 » سلطان تكسيلا در دربار شاه بسناگار بوده است . اين سلطان بسناگار احتمالا يكى از آخرين شاهان سلسلهء شونگا بوده است . بههرحال ، مؤلف كتيبه « هليودورس » اذعان دارد كه پيرو واسوديوا « 5 » از بستگان ايزد ويشنو است . آشكار است كه وى با آنكه يونانى بوده ، به كيش هندوان گرويده بود . اما تسلط سلطان باكتريا بر تكسيلا ديرى نپاييد .
ضعف سلطاننشينهاى يونانى در شمال غرب همزمان بود با حملهء قبايل بيابانگرد آسياى مركزى به خود باكتريا . از جملهء اين قبايل سكاها بودند كه شكست دولت باكتريايى عمدتا به دست آنان صورت گرفت . كوچ و جنبش اين قبايل به سوى مغرب با اقدامات خاقان چينى بهنام شى هوانگ تى ، « 6 » كه
هامش
( 1 ) .Strato( 2 ) .Eucratides( 3 ) .Heliodorus( 4 ) .Antiakidas( 5 ) .Vasudeva( 6 ) .Shi Huang Ti