يكسو تا ماتورا ( نزديك دهلى ) و از سوى ديگر تا گندهارا در شمال گسترش يافت .
با قدم گذاشتن سكاها به صحنهء تاريخ هندوستان ، متنهاى چينى ، كه متذكر رويدادهاى آسيا هستند ، براى بازسازى تاريخ هندوستان لازم مىآيند ؛ البته همراه با سكهها و كتيبههاى شاكاها و اشاراتى كه در منابع هندى به آنها شده است . نخستين شاه سكايى هند مائوس « 1 » يا موگا « 2 » ( 80 ق . م ) بود كه قدرت شاكاها را در گندهارا تثبيت كرد . جانشين او آزس « 3 » در حمله به آخرين شاه يونانى شمال هند ، هيپوستراتوس ، « 4 » توفيق يافت . شاه ديگر شاكا يعنى گندوفرنس « 5 » چون اسمش با نام قديستوماس ، از حواريون حضرت عيسى ، ارتباط يافت شهرت پيدا كرد . مىگويند قديستوماس از اسراييل به دربار گندوفرنس سفر كرده بود . اگر اين گفته صحت داشته باشد ايام سلطنت گندوفرنس بايد در حوالى نيمهء نخست سدهء اول ميلادى باشد .
دستگاه ادارى شاكاها اصولا بايد شبيه به تشكيلات ادارى هخامنشيان و سلوكيان در ايران بوده باشد . پادشاهى شاكا به ايالتهايى تقسيم شده بود كه حاكمى نظامى ، بهنام مهاك شاتراپا « 6 » ( ساتراپ « 7 » بزرگ ) ، در آنجا فرمانروايى مىكرد . هريك از اين ساتراپنشينهاى بزرگ به واحدهاى كوچكترى تقسيم مىشدند كه فرمانروا يا ساتراپى كوچكتر در آنجا حكمرانى مىكرد . اين فرمانداران و ساتراپهاى محلى نه تنها كتيبههاى خود را ، هرجا كه مىخواستند ، برپا مىكردند بلكه سكهء خود را نيز ضرب مىزدند و بنابراين از نوعى استقلال و خودمختارى برخوردار بودند كه براى فرماندارى ادارى نامعمول و غير متعارف بود . شاهان شاكا به تقليد از
هامش
( 1 ) .Maues( 2 ) .Moga( 3 ) .Azes( 4 ) .Hippostratos( 5 ) .Godophernes( 6 ) .Mahakshatrapa( 7 ) .Satrap