ارگوزيا « 1 » و گدروزياى « 2 » شرقى ( افغانستان جنوبى و مكران شرقى امروز ) را گشود . اشتهاى جاهطلبى دمتريوس دوم بيشتر از اينها بود ؛ تا جايى كه وى قدم به خاك پنجاب گذاشت و در طول درهء سند آنقدر پيشروى كرد تا به مصب آن رودخانه و سرزمين « كوچ » « 3 » رسيد و قدرت هندو - يونانيان را در شمال غرب هندوستان تثبيت كرد .
سلطان هندو - يونانى كه خاطرهاش بيش از ديگر شاهان اين سلسله دوام آورده ، بىترديد مناندر « 4 » است كه با لقب ميليندا در متن بودايى ميليندا پنهو « 5 » - پرسشهاى ميليندا - ذكرش آمده و از اينرو شهرت جهانى دارد . اين كتاب شرح پرسشهاى ميليندا از راهب و فيلسوف بودايى ناگاسنا « 6 » است كه به گرويدن مناندر به كيش بودا مىانجامد . مناندر افزون بر توسعهء مرزهاى خود ، قدرت هندو - يونانيان را در هندوستان قوام بخشيد . در اثناى سلطنت خود 155 - 135 ق . م درهء سوات و ناحيهء هزاره و پنجاب را تا رودخانهء راوى تصاحب كرد . سكههاى او را از يكسو در كابل واقع در شمال و از سوى ديگر در ماتوراى نزديك دهلى يافتهاند . ترديدى نيست كه وى كوشيد سرزمين درهء گنگ را نيز تصرف كند اما ناكام ماند . احتمال دارد به شونگاها در ناحيهء يامونا « 7 » و يا حتى خود پتيلىپوترا حمله برده باشد . پس از مرگش نعش او را سوزاندند . آنچنان محبوب بود كه شهرهاى مختلف شمال غرب هند براى دريافت سهمى از خاكستر او به رقابت پرداختند . اما دور نيست در اين باره يونانيان افسانههاى مرگ بودا را با درگذشتن مناندر با هم آميخته باشند .
بازسازى تاريخ هند و يونانيان « عمدتا » از روى سكههاى آنان ، كه نوشتههاى روى آنها به خط يونانى و بعدها با خط براهمى است ، انجام گرفته
هامش
( 1 ) .Arachosia( 2 ) .Gedrosia( 3 ) .Cutch( 4 ) .Menander( 5 ) .Milinda - panho( 6 ) .Nagasena( 7 ) .Yamuna