تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
اين خاندان پوشياميترا ، « 1 » آخرين شاه مئوريايى ، را به قتل رساند و تخت‌وتاج او را غصب كرد . منابع بودايى ادعا مىكنند كه وى به آزار بودائيان پرداخت و صومعه‌ها و پرستشگاه‌هاى آنان را ، به ويژه آنچه آشوكا بنا كرده بود ، ويران ساخت . اين ادعاها آشكارا نادرست است . شواهد باستان‌شناسى حكايت از بازسازى معابد بودائيان در اين زمان دارد . اما مىدانيم كه پوشياميترا از پشتيبانان پروپاقرص برهمن‌هاى سنت‌گرا بوده ( جاى تعجب هم ندارد زيرا وى خود از برهمنان بود ) و مىدانيم دست‌كم دوبار مراسم قربانى اسب را به جاى آورد . شونگاها پيوسته سرگرم جنگ و زدوخورد بودند . با همسايگان جنوبى خود ، در جنوب دكن ، جنگيدند و عليه يونانيان در شمال غرب لشكر كشيدند . با شاه كالينگا در جنوب شرقى دست و پنجه نرم كردند . سلطان‌نشين شونگا در آغاز تقريبا شامل تمام درهء رود گنگ و بخش‌هايى از هند شمالى بود . هرچند پاره‌اى از اين نواحى زير تسلط مستقيم آنان نبود و تنها با آنان اتحاد سياسى داشتند . در عرض يكصد سال ، اين سلطان‌نشين از نفس افتاد و محدود به مگده شد . حتى تسلط آنان براين ناحيه نيز سست و لرزان بود ؛ وضعى كه نيم قرن ديگر يعنى تا ايام حكومت كانواها كه به جاى شونگاها نشستند تا سال 28 ق . م دوام آورد . كالينگا همچون منشاء دردسر و اضطراب براى مگده باقى ماند . در اواسط سدهء اول ق . م به هنگام سلطنت شاه خراولا صاحب قدرت شد . از وى سنگ‌نبشته‌اى مفصل ازجمله شامل زندگىنامهء خود او در هتىگومبفا - غار فيل‌ها - در ايالت اوريسا به جا مانده است . اين سنگ‌نبشته بسيار جالب است . چنان آسيب ديده كه خواندن اسامى آمده در آن ، با انواع گوناگون معانى ممكن است . خراولا پيرو كيش جينى بود . باوجود اين ، معتاد به جنگ بود و
هامش
( 1 ) .Pushyamitra