وصول مالياتها و ادارهء صنايع را آسانتر مىساخت . محلى بودن حرفهها و سرشت موروثى بودن پيشهها اسباب قوت و نيرومندى اصناف شد .
بر تمام كالاهاى مصنوع ماليات وضع شده روى آنها تاريخ ساخت نهاده مىشد تا خريداران بتوانند كالاهاى نو را از ساختههاى كهن تشخيص دهند .
بر فروش كالاها سخت نظارت مىشد . پيش از آنكه سرپرستى بازرگانى قيمت كالاها را معين كند ، عوامل مختلف ازجمله قيمتهاى روز ، عرضه و تقاضا و هزينههاى توليد در نظر گرفته مىشد . بر تمام كالاها يك پنجم بهاى آنها ماليات بسته شده بود . يك پنجم اين ماليات را نيز به عنوان سود بازرگانى مىگرفتند . گريز از پرداخت ماليات رايج بود اما مجازات سختى داشت .
قيمتها را كنترل مىكردند تا مبادا بازرگانان سود بيشتر از اندازه بخواهند .
درصد سود را معمولا معين و مشخص مىكردند . نظام بانكى وجود نداشت اما ربا و فرع مرسوم بود . نرخ بهرهء وام در پانزده درصد تثبيت شده بود . اما در معاملات پرخطر مانند بازرگانى دريايى نرخ بهره مىتوانست تا شصت درصد بالا رود .
مگاستانس در كتاب اينديكا « 1 » از هفت كاست هندى نام مىبرد : فلاسفه ، كشاورزان ، نظاميان ، گلهداران ، پيشهوران ، قضات و رؤسا . آشكار است كه كاستها را با مشاغل اشتباه گرفته است . دربارهء كاستها مىگويد :
هيچكس مجاز نيست با افرادى سواى طبقهء خود ازدواج كند يا به هنر و پيشهاى غير از آنچه سابقا انجام مىداده مشغول شود .
گروه فلاسفه ، برهمنها و راهبهاى بودايى و پيروان هريك از ديگر فرقههاى مذهبى را شامل مىشد . اينكه اين گروه از پرداخت ماليات معاف بودند ، ديگر منابع هندى نيز تصديق مىكنند . كشاورزان عمدتا كشتكاران ( شودراها ) و ديگر كارگران كشاورزى بودند . ترديدى نيست كه جنگجويان
هامش
( 1 ) .Indika