قرار گرفته بودند بسوى ساحل شتافتند . آنان در تيرنت به محلى بنام سپيا « 1 » رسيدند كه فقط چند تيررس از لاكدمونىها فاصله داشت ، و در همان محل در مقابل آنان اردو زدند . آنان از جنگ با لاكدمونىها هراس نداشتند اما ميترسيدند كه مبادا دامى براى آنان گسترده باشند . زيرا هاتف الهى مطالبى در قالب عبارت زير براى آنان و اهالى ملط بيان كرده بود كه احتمال شكست از آن استنباط ميشد . آن عبارت چنين بود :
اما وقتى ماده بر نر پيروز شود ، و در آرگوس شهرت و افتخار بدست آورد ، مادهء آرگوسى ناخنهاى خشمگين خود را بر اندام مجروح او فرو خواهد كرد و اين قانون تقدير است .
و بعدها ، آيندگان خواهند گفت كه زخمهاى مهلك سر نيزه بر پيكر مار مهلكى كه سه بار بدور خود حلقه زده محسوس است .
تمام اين اوضاع و احوال دست بهم داد و بين اهالى آرگوس رعب و هراسى شديد بوجود آورد . پس آنان مصلحت آن دانستند كه دستورهائى را كه جارچيان در اردوى دشمن نقل ميكنند بدقت استراق سمع كنند . از وقتى كه اين تصميم گرفته شد ، هربار كه جارچى سپارتى خطابهاى براى لاكدمونىها قرائت ميكرد آنان نيز عملياتى را كه دشمن انجام ميداد عينا تقليد ميكردند .
78 - كلئومن به زودى دانست كه هرآنچه جارچى او بر زبان جارى مىكند در اردوى آرگوسىها بموقع اجرا گذارده مىشود . پس به لاكدمونىها امر كرد كه همين كه جارچى وقت غذا را اعلام كرد بسوى اسلحههاى خود بشتابند و به آرگوسىها حمله برند . آنان نيز چنين كردند . اهالى آرگوس بعد از آنكه اعلام غذا را از جارچى شنيدند با خاطرى آسوده به خوردن غذا مشغول شدند ؛ اما در همين موقع دشمن بر سر آنها
هامش
( 1 ) -Sepeia