جارى است يكى از شهرهاى ركادى است و در نزديكى فنئوس « 1 » قرار دارد .
75 - پس از آنكه لاكدمونىها از توطئههاى كلئومن باخبر شدند هراسى شديد آنانرا فراگرفت و وى را به سپارت دعوت كردند تا احترامات و امتيازات سابقش را بوى بازگردانند . اما همين كه او به سپارت مراجعت كرد ، جنون خفيفى كه داشت شدت يافت و هربار كه با يك سپارتى روبرو ميشد با چوبدستى خود ضربهاى بر صورت او مينواخت . در مقابل اين رسوائى و علائم ديوانگى بستگانش گردن او را با زنجير به چوبهاى بستند . پس از آنكه كلئومن به اين ترتيب دربند شد ، در يكى از روزها كه يك نگهبان بيش در كنار او نبود خنجرى از آن نگهبان طلب كرد . آن مرد ابتدا از دادن خنجر امتناع كرد ، اما كلئومن تهديد كرد كه اگر آزاد شود او را مجازات خواهد كرد . نگهبان از اين تهديدها هراسيد و خنجرى به او تسليم كرد - زيرا او بردهاى بيش نبود . وقتى كلئومن خنجر را بدست آورد ضرباتى وحشيانه بر پيكر خود وارد كرد . ابتدا ساقهاى پاى خود را قلم كرد و گوشتهاى آن را از هر طرف دريد ، آنگاه از ساق پاها به رانها رسيد و از رانها به كمر و از كمر به شكم رسيد و احشاء خود را بيرون ريخت و درگذشت . يونانيان عموما عقيده دارند كه اين سرنوشت در حقيقت مجازات رشوهاى بود كه وى در مورد دمارات به هاتف الهى داده بوده . اما آتنىها مرگ او را نتيجه اهانتى ميدانند كه نسبت به ربة النوعهاى الوزى « 2 » مرتكب شد و آن سرزمين را تسخير كرد و درختان جنگلهاى مقدس الههها را قطع كرد . اهالى آرگوس عقيده دارند كه مرگ او مجازات رفتارى بود كه با آنان در پيش گرفت چه او پس از جنگ با اهالى آرگوس كسانى را كه به داخل محوطه مخصوص خداى شهر آرگوس پناه برده بودند از آن محل بيرون كشيد و قتلعام كرد و كار را به جائى رسانيد كه بىتوجه به مصونيت جنگل مقدس آن را به آتش سوزانيد .
هامش
( 1 ) -Pheneos( 2 ) -Eleusis- رجوع شود به يادداشت ذيل بند 64 اين كتاب .