است . اگرچه مؤلف درباره تاريخچه اين ظرف كه خود مدعى است آن را از نزديك به چشم ديده مطالبى نقل كرده است كه بيشتر بافسانه شبيه است ولى نقل اين مطلب دليل كافى بر ساختگى بودن گفتههاى او نيست . چه بسيار است مواردى كه مؤلف در جريان مسافرتهاى خود شاهد و ناظر بناهاى قديم بوده و ضمن شرح مشاهدات خود داستانهاى باورنكردنى را نيز كه درباره همان بناها از مردمان آن محل شنيده نقل نموده است . با اين ترتيب نقل اين داستانهاى اضافى دليل آن نيست كه او خود اين بناها را به چشم نديده باشد .
اگر مطالبى را كه هردوت در اين قسمت از كتاب خود درباره مسائل جغرافيائى و نژادى و قبايل و اقوام محلى نقل كرده است بر روى نقشهء جغرافيائى مجسم نمائيم ملاحظه خواهيم كرد كه اين مطالب به دو دسته متمايز تقسيم مىشود و هر دسته مربوط بناحيهاى مشخص مىباشد . قسمتى از اين اطلاعات مربوط است بدرههاى رود دنيستر و بوك و قسمت ديگر آن مربوط است بمنطقهاى كه بين قسمت سفلاى دون و منطقه وسطاى ولگا قرار دارد و تا معابر اورال ادامه مييابد . درباره منطقه واقع بين بوك و دون مؤلف اطلاعات ناقص و مبهمى نقل نموده و در پارهاى از موارد نيز دچار اشتباهات جغرافيائى شده است .
مثلا جهت جريان قسمت سفلاى دانوب را بر خلاف واقع نقل كرده و اشتباها آن را حد غربى سرزمين سكاها دانسته است ؛ از وجود كوههاى كارپات به كلى بىاطلاع بوده و درباره شبه جزيره كريمه نيز اطلاعات صحيحى نقل ننموده ( بند 99 ) ؛ شرحى كه از پيچوخمهاى رود دنيپر داده و اطلاعاتى كه درباره پارهاى از انهار ديگر نقل كرده با واقعيت تطبيق ندارد ( بند 54 و 56 ) و غيره . . .
در پارهاى از موارد نيز از اقوام و مللى نام برده كه فقط بذكر نام آنها اكتفا كرده و بر خلاف معمول خود اطلاعات بيشترى درباره آنها نداده است . اين ابهام و اين تقسيمبندى اطلاعات جغرافيائى مؤلف مىرساند كه وى محتملا قسمتى از اطلاعات خود را از بازرگانانى اخذ نموده كه براى خريد گندم يا كالاهاى ديگر بسرزمين اوكراين ميرفتهاند و يا
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: هرودت
ص٦٤