بوده است كه قبل از شروع ستيز با يونانيان اين قوم مهاجم را مرعوب نمايد تا ضمن عمليات جنگى در يونان از پشت به او حمله نكنند و يا در غياب او سرحدات شمالى امپراتورى را مورد تجاوز قرار ندهند .
در اينكه لشكركشى داريوش بكشور سكاها با توجه كامل اين امپراطور با تدبير بحوادث احتمالى آينده و نقشههائى كه در سر ميپرورانده است بوده ترديدى نميتوان داشت و از اين لحاظ ذكر اين مطلب در مقدمهء حوادث مربوط بجنگهاى ايران و يونان بىمناسبت به نظر نميرسد .
ليكن تفصيلى كه هردوت بشرح اين وقايع داده و دقتى كه در بيان جزئيات حوادث به كار برده و همچنين بزرك جلوه دادن دامنهء توسعه اين عمليات در سرزمين سكاها پارهاى از مورخين را معتقد كرده است كه مورخ در بيان اين قسمت از تاريخ خود نظرى ديگر داشته . اين دسته از مورخين معتقدند كه مرعوب كردن اين قوم مهاجم مستلزم ادامه لشكركشى بدورترين نقاط داخلى سرزمين ناشناس و تحمل مخاطراتى كه هردوت بتفصيل در قسمت اول از كتاب چهارم خود شرح داده نبوده و شايد عوامل ديگرى پادشاه هخامنشى را به اين لشكركشى بىنتيجه تشويق نموده است .
مطالب برخى از بندهاى جلد سوم و چهارم كتاب هردوت مؤيد اين نظر مىباشد .
مثلا هردوت در بند يك از كتاب چهارم بصراحت و در بند 119 از همين كتاب بكنايه گفته است كه داريوش بدان جهت بسرزمين سكاها لشكر كشيد كه از غارتها و مهاجمات اين قوم مزاحم در آسيا و بخصوص صدمات و خساراتى كه در زمان هوخشتر سومين پادشاه ماد بر اين سرزمين وارد كردند انتقام گيرد . بعلاوه در بند 134 از كتاب سوم نيز كه موقعيت مناسبى براى بيان حقيقت فكر پنهان داريوش پيش آمده است مطلبى در اين مورد ملاحظه نميشود :
در موقعى كه زوجه پادشاه بتحريك حكيم يونانى او را بجنك با يونانيان تشويق و از لشكركشى بسرزمين سكاها منع مىكند پادشاه در جواب زوجهء خود مطلبى كه دال بر وجود اين فكر پنهان در مخيله او باشد اظهار نميكند و اگر قصد او از لشكركشى
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: هرودت
ص٣٨