در طول ساحل و در جهت مغرب ماسها « 1 » قرار دارند . ماسها سر خود را تا ميان آن ميتراشند و فقط موهاى فرق را بلند ميكنند و دو سوى آن را از چپ و راست تا روى پوست ميتراشند . در جنگ براى حفاظت خود از پوست شترمرغ استفاده ميكنند .
رودخانه كىنيپس « 2 » در سرزمين آنان جارى است . اين رود از تپهاى كه به تپه شاريت « 3 » معروف است جارى مىشود و آب آن به دريا ميريزد . تپه شاريت از جنگل انبوهى پوشيده شده ، در حالى كه سراسر آن قسمت از افريقا كه تاكنون دربارهء آن سخن گفتيم بىدرخت است . از دريا تا اين تپه دويست ستاد « 4 » فاصله است .
176 - بعد از ماسها ، ژندانها « 5 » قرار دارند كه زنان آنان با رعايت ترتيب زير تعدادى حلقه چرم برپا ميكنند : هريك از زنان بتعداد مردانى كه با او رابطه دارند حلقهاى بر پاى ميافكند . هركس كه حلقههاى بيشترى بيشترى برپا داشته باشد لايقتر از ديگران است ، زيرا محبوب تعداد بيشترى از مردان بوده است .
177 - در زبانهاى از خشگى كه جلوتر از محل قوم ژندان در دريا پيش رفته قوم لوتوفاژ « 6 » زندگى مىكند كه غذاى مردمان آن منحصرا از گياه لوتوس مىباشد .
ميوه اين گياه بدرشتى ميوه درخت سقز « 7 » و مزه آن شبيه مزهء خرما است . لوتوفاژها از آن شرابى تهيه ميكنند .
هامش
( 1 ) -Maces( 2 ) -Kinyps( 3 ) -Charites( 4 ) - ستاد( Stade )واحد طول در يونان باستان و برابر 177 متر و 6 سانتيمتر ( رجوع شود به يادداشت مقدمه درباره اوزان و مقادير در يونان باستان )
( 5 ) -Gindanes( 6 ) - لوتوفاژها( Lotophages )نام قبيلهاى از قبايل قديم شمال افريقا بوده است كه در منطقه سيرت( Syrte )در نزديكى تونس امروز ميزيستند و چون منحصرا از شيره گياهان و ميوه گياهى بنام لوتوس( Lotos )زيست ميكردند به اين نام كه معناى آن « گياهخواران » است معروف شدند . معروف است اين ميوه چنان لذيذ بوده است كه هر مسافرى كه از آن مىچشيد ديار خود را فراموش ميكرد ( فرهنك سعيد نفيسى - 1931 - جلد 2 - صفحه 60 )
( 7 ) - لانتيسك( Lentisque )كه ظاهرا بايد درخت سقز بوده باشد ( فرهنك سعيد نفيسى - 1931 - جلد 2 - صفحه 27 )