بيرون آورند و با آن سكه جديدى ضرب كنند . آرياند كه در آن موقع حاكم مصر بود نسبت به پول نقره نيز چنين كرد « 1 » . و امروز سكه آرياند هنوز خالصترين سكههاى نقره شناخته مىشود . اما همين كه داريوش از اين عمل باخبر شد او را باتهام ديگرى متهم كرد و مدعى شد كه او قصد طغيان داشته و به اين اتهام او را بقتل رسانيد .
167 - در آن زمان ، آرياند از سرنوشت فرتيمه متأثر شد و تمام سپاه برى و بجرى مصر را در اختيار او گذارد « 2 » . فرماندهى سپاه برى را به آمازيس « 3 » از قبيله مارافى « 4 » و فرماندهى سپاه بحرى را به باردس « 5 » كه از تبار پازارگادىها « 6 » بود سپرد .
آرياند ، قبل از حركت سپاه ، رسولى به بركه فرستاد و مسئول قتل آركسيلاس را مطالبه كرد . اهالى بركه به اجتماع مسئوليت قتل را به عهده گرفتند و پاسخ دادند كه آركسيلاس خسارات و آسيب فراوانى به آنها وارد كرده بود . همين كه آرياند از اين پاسخ مطلع شد امر كرد آن سپاه بهمراه فرتيمه عزيمت كند . اين قبيل دلائل براى اين لشكركشى بهانهاى بيش نبود و بعقيده من مقصود از اعزام اين سپاه فتح افريقا بود . زيرا اهالى افريقا به قبايل متعدد و مختلف تقسيم ميشدند و از اين قبايل متعدد فقط تعداد كمى مطيع شاهنشاه بودند ، و بسيارى از آنها اعتنائى به داريوش نداشتند .
168 - قبايلى كه در افريقا سكونت دارند به ترتيب زير قرار گرفتهاند : اگر از مصر
هامش
( 1 ) - پول رايج در مركز امپراتورى هخامنشى از زر و پول رايج در ايالات بزرگ امپراتورى از نقره بود .
( 2 ) - مطلبى است كه بايد با ترديد تلقى كرد . زيرا جنك بر ضد شورشيان يك شهر مستلزم تجهيز چنين سپاه عظيمى كه از نظر پادشاه هخامنشى براى حكمران يكى از ايالات سرحدى امپراتورى جرمى بزرك محسوب ميشد نبود - مگر اينكه استدلال مؤلف در قسمت اخير اين بند صحيح باشد ( رجوع شود به قسمت اخير همين بند )
( 3 ) -Amasis( 4 ) - مارافى( Maraphie )يكى از قبايل بزرك ماد ( جلد اول - بند 125 )
( 5 ) -Bardes( 6 ) - درباره پازارگاديها رجوع شود به جلد اول تاريخ هردوت - بند 125