شد . چون فرزندان مردان اين قبيله زنده نمىماندند بتوصيه يكى از غيبگويان الهى معبدى براى ارينىهاى « 1 » لئوس « 2 » و اوديپ « 3 » بنا كردند و بعد از آن فرزندان آنان زنده ماندند . نظير اين واقعه در ترا براى اعقاب همين مردان نيز اتفاق افتاد .
150 - درباره مطالبى كه تا اين قسمت نقل كردم لاكدمونىها و اهالى ترا اتفاقنظر دارند ؛ اما آنچه بعد از اين نقل ميكنم فقط از قول اهالى ترا نقل شده است . گرينوس « 4 » فرزند اسانيوس « 5 » كه از اعقاب همان تراس و پادشاه جزيره ترا بود به دلف مسافرت كرد و قربانىهائى از شهر خود به آن محل برد . تعدادى از اهالى شهر با او همراه بودند و از آنجمله بود باتوس « 6 » فرزند پولينمستوس « 7 » كه از تبار يكى از مينىها بنام افموس « 8 » بود . در موقعى كه گرينوس پادشاه اهالى ترا درباره مسائل مختلف با غيبگوى معبد مشورت ميكرد ، غيبگوى معبد بوى پاسخ داد كه بهتر است شهرى در افريقا تأسيس كند . اما او به غيبگوى الهى چنين پاسخ داد : « پروردگارا ، من اكنون بسن كهولت رسيدهام و قدرت چنين سفرى را ندارم ، چه بهتر كه اين فرمان را بيكى از اشخاص حاضر كه از من جوانتر باشد ابلاغ فرمائى » . وى در حالى كه اين مطلب را بيان ميكرد با دست باتوس را نشان ميداد . در آن موقع كار بهمينجا خاتمه يافت و پس
هامش
( 1 ) -Erynyes( 2 ) - لئوس( Laios )پدر اوديپ كه مانند او افسانههاى زيادى دربارهاش در يونان باستان بر سر زبانها بود .
( 3 ) - اوديپ( Oedipe )از پادشاهان افسانهاى شهر تب( Thebes )واقع در يونان باستان كه هزار و پانصد سال قبل از ميلاد مسيح در اين شهر سلطنت ميكرد . درباره اين شخص داستانهاى بسيار در يونان باستان بر سر زبانها بوده است .
( 4 ) -Grinnos( 5 ) -Aisanios( 6 ) - باتوس( Battos )از شخصيتهاى افسانهاى كه بحكايت افسانههاى باستان از جانب هاتف معبد معروف دلف مأمور تشكيل نخستين مهاجرنشينهاى يونان در افريقا شد .
شهر معروف سيرن( Cyrene )در افريقا بوسيله او تأسيس شد و بعدها خاندان او در قسمتى از سيرنائيك امروز و تعدادى از اعقاب او در مصر سلطنت كردند .
( 7 ) -Polymnestos( 8 ) -Euphemos