را كردند ، زنان آنان كه از اهل شهر سپارت و دختران بزرگان اين شهر بودند تقاضا كردند كه به آنان اجازه داده شود بزندان روند و هريك با شوهر خود براز و نياز بپردازند .
چون احتمال مكر و حيله در اين زنان نميديدند به آنان اجازه دادند كه بزندان روند . اما همين كه آنان به زندان وارد شدند چنين كردند كه نقل ميكنم : آنان لباسهاى خود را به شوهران خود دادند و خود لباسهاى شوهران را گرفتند . بدين ترتيب مينىها خود را با لباس زنانه بجاى زنان معرفى كردند و از زندان خارج شدند و همين كه به اين ترتيب از زندان گريختند ، بار ديگر در تايژت « 1 » اردو زدند .
147 - اتفاقا در همين زمان تراس « 2 » فرزند او تزيون « 3 » ، فرزند تيسامن « 4 » ، فرزند ترساندر « 5 » ، فرزند پولىنيس « 6 » به قصد تأسيس مهاجرنشين جديدى آماده حركت از لاكدمون بود . اين شخص كه از تبار كادموس « 7 » بود ، دائى فرزند آريستودم « 8 » و اوريستنس « 9 » و پروكلس « 10 » بود و هنگامى كه اين اطفال هنوز كوچك بودند وى در سپارت بعنوان قيم آنان حكومت ميكرد . اما همين كه خواهرزادههاى او بزرك شدند و حكومت را تحويل گرفتند براى او بسيار مشكل بود كه پس از مدتى فرمانروائى ، خود از ديگرى فرمان برد . پس اعلام كرد كه ديگر در لاكدمونى نخواهد ماند و
هامش
( 1 ) -Taygete- رجوع شود به يادداشت ذيل بند 145
( 2 ) -Theras( 3 ) -Autesion( 4 ) -Tisamene( 5 ) -Thersandre( 6 ) -Polynice( 7 ) - كادموس( Cdmos )از شخصيتهاى افسانههاى كهن در يونان باستان . كادموس فرزند يكى از پادشاهان فينيقيه بنام آژنور( Agenor )بود كه چون ژوپيتر خداى خدايان خواهر او را كه اروپه( Europe )نام داشت ربوده و با خود برده بود از طرف پدر مأمور شد براى يافتن خواهر خود در اطراف و اكناف جهان به جستجو بپردازد ( رجوع شود به قسمت اخير اين بند ) معروف است كه الفباى فينيقى را اين شخص به يويان برده بود .
( 8 ) -Aristodeme( 9 ) -Auriysthenes( 10 ) -Procies