تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
و سكاها بشنيدن صداى آنها اطمينان يافتند كه پارس‌ها همچنان در محل مانده‌اند . 136 - اما همين كه روز فرا رسيد ، كسانى كه در عقب مانده بودند دانستند كه داريوش آنها را رها كرده است . پس دست كمك بسوى سكاها دراز كردند و ماجرا را بر آنها بازگفتند . همين كه سكاها از اين واقعه باخبر شدند با شتاب گرد هم آمدند و دو دسته آنان « 1 » ، دسته‌اى كه به تنهائى دست به كار شده بود « 2 » و گروه سورومات‌ها و بودن‌ها و ژلون‌ها متفق شدند و مستقيما در جهت رود ايستروس بتعاقب پارس‌ها پرداختند . اما چون قسمت مهمى از سپاه پارس از افراد پياده بود و آنان راه‌ها را نمىشناختند ( زيرا راه مشخصى وجود نداشت ) ، در حالى كه سپاه سكاها از سواركاران بود و اينان راه‌هاى كوتاه ميان‌بر را ميشناختند ، اين دو سپاه باهم تلاقى نكردند و سكاها خيلى قبل از پارس‌ها به پل رسيدند . وقتى سكاها دانستند كه پارس‌ها به پل نرسيده‌اند به يونىهائى كه در داخل كشتىها بودند چنين گفتند : « اى مردمان يونى ، تعداد روزهائى كه براى شما تعيين شده بود سپرى شده است و سزاوار نيست ديگر در محل بمانيد . اما اگر تاكنون ترس شما را در اين محل نگهداشته ، اكنون با شتاب گذرگاه را قطع كنيد و خود از اين محل دور شويد و از اينكه مردمانى آزاد خواهيد بود شادى كنيد و نسبت به خدايان سكاها سپاسگزار باشيد . و اما آنكس كه تاكنون ارباب شما بود اكنون بدست ما چنان منكوب خواهد شد كه ديگر بر ضد كسى در جهان دست بجنگ نخواهد زد . » 137 - در اين موقع يونىها به مشورت پرداختند . ميلتياد « 3 » از اهل آتن كه رئيس و فرمانرواى كرسونزىهاى ساكن هلسپون بود عقيده داشت كه بايد بگفته سكاها گرويد
هامش
( 1 ) - مقصود دسته‌هائى از سكاها بودند كه به دو قسمت معروف از سرزمين سكاها يعنى ايدانتيرس( Idanthyrse )و تاكساكيس( Taxakis )تعلق داشتند و از آغاز كار باهم متحده بودند ( كتاب حاضر - بند 120 ) ( 2 ) - مقصود گروه سكوپازيس( Scopasis )است ( رجوع شود به كتاب حاضر - بند 120 - 128 - 133 ) ( 3 ) - درباره اين شخص رجوع شود به كتاب ششم - بند 39
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 174 | هرودت / هادى هدايتى