تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
اين گروه مأمور نظارت در طول پالوس مايوتيس بود و بعد مأمور شد كه درباره رود ايستروس با يونىها مذاكرا كند « 1 » - وقتى اين گروه به پل رسيدند چنين آغاز سخن كردند : « اى مردمان يونى ، سخنان ما را باور داريد و بدانيد كه ما براى استخلاص شما باينجا آمده‌ايم . ما از او امرى كه داريوش بشما داده است باخبريم و ميدانيم كه فقط بايد مدت شصت روز از پل نگاهدارى كنيد و اگر در اين مدت داريوش در محل حاضر نشد ميتوانيد به كشور خود مراجعت كنيد . اكنون اگر به ترتيبى كه ما ميگوئيم رفتار كنيد از از هر سرزنشى از جانب او و ما در امان خواهيد بود : بتعداد روزهائى كه داريوش تعيين كرده است بمانيد و بعد از آن به كشور خود بازگرديد . » يونىها قول دادند كه چنين كنند و سكاها با شتاب تمام بازگشتند . 134 - پس از آنكه آن هدايا به داريوش رسيد سكاهائى كه در عقب مانده بودند از سواره و پياده « 2 » در برابر پارس‌ها صف بستند و خود را براى نبرد مهيا كردند . در همان موقع كه آنها آماده كارزار ميشدند خرگوشى بين دو سپاه جستن كرد . سكاها بتدريجى كه آن را مشاهده ميكردند بتعاقب آن مشغول شدند . داريوش بمشاهده آشفتگى صفوف سكاها و فريادهاى آنان از علت اين بىنظمى كه در صفوف دشمن پديد آمده بود استفسار كرد و وقتى دانست كه آنان بتعاقب خرگوش مشغول ميباشند به كسانى كه معمولا و در مواد ديگر نيز عقايد خود را با آنان در ميان مىگذارد چنين گفت : « اينان ما را بسيار حقير ميشمارند و اكنون به نظر ميرسد كه آنچه گوبارو دربارهء هداياى آنان نقل كرد صحيح بوده . از اين ببعد من نيز وضع را مانند او مىبينم و با اين ترتيب به تدبيرى شايسته و راه حلى متين احتياج داريم كه بتوانيم صحيح و سالم به كشور خود بازگرديم . » گوبارو به داريوش چنين پاسخ داد : « پادشاها ، من قبلا تا حدى
هامش
( 1 ) - رجوع شود به قبل - بند 128 ( 2 ) - در سراسر داستان جنك و گريز سكاها با داريوش در هيچ مقام صحبت از پياده - نظام سكاها در ميان نبوده و همه‌جا مؤلف فقط از سواركاران سكائى صحبت كرده است ( بند 121 - 122 128 - 129 - 136 - 140 ) - تصور نميرود سكاها پياده نظام قابل ملاحظه‌اى داشته بوده‌اند ، ظن غالب آنست كه عبارت « از سواره و پياده » يادداشتى است كه استكتاب‌كنندگان بعدى بر متن اصلى اضافه كرده‌اند .